درسی برای امروز ما: با آبروی مردم بازی نکنیم …

71095ec5b28841a5a22ba4e2017b116dکسانی که در سایت نظر می دهند حتما بخوانند:

چشمانم به سیاهی می رفت، همه چیز دور سرم شروع به چرخیدن کرد انگار دنیا را روی سرم خراب کردند ، نکند آن بیچاره هم می خواسته جای آمپول را آب بکشد .!؟!؟ نکند ؟! ؟! نکند ؟! ؟!        دوستان ، ما هر روز چقدر آبروی دیگران را می بریم؟ !     زندگی ها را نابود می کنیم؟ !   بخاطر خدا چه ظلم هایی که نمی کنیم؟ !

یک مخاطب عاشق آباد دات کام نوشت:

حدود ۲۰ سال پیش منزل ما خیابان ۱۷ شهریور بود و ما برای نماز خواندن و مراسم عزاداری و جشنهای مذهبی به مسجدی که نزدیک منزلمان بود می رفتیم پیش نماز مسجد حاج آقایی بود بنام شیخ هادی که امور مسجد از قبیل نماز جماعت ، مراسم شبهای قدر ، نماز عید و جشن نیمه شعبان را برگزار میکرد اگر کسی می خواست دخترش را شوهر بدهد و یا برای پسرش زن بگیرد با شیخ هادی مشورت میکرد و در آخرهم شیخ خطبه عقد را جاری میکرد ، اگر کسی در محله فوت میکرد شیخ هادی برای او نماز میت می خواند و کارهای بسیاردیگر …
یک روز من برای خواندن نماز مغرب و عشاء راهی مسجد شدم و برای گرفتن وضو به طبقه پائین که وضوخانه در آنجا واقع بود رفتم ، منتظر خالی شدن دستشویی بودم که در این هین در یکی از دستشویی ها باز شد و شیخ هادی از آن بیرون آمد با هم سلام و علیک کردیم و شیخ بدون اینکه وضو بگیرد دستشویی را ترک کرد من که بسیار تعجب کرده بودم به دنبال شیخ راهی شدم که ببینم کجا وضو میگیرد و با کمال شگفتی دیدم شیخ هادی بدون گرفتن وضو وارد محراب شد و یکسره بعد از خواندن اذان و اقامه نماز را شروع کرد و مردم هم به شیخ اقتداء کردند من که کاملا گیج شده بودم سریعا به حاج علی که سالهای زیادی با هم همسایه بودیم گفتم حاجی شیخ هادی وضو ندارد ، خودم دیدم از دستشویی اومد بیرون ولی وضو نگرفت ، حاج علی که به من اعتماد کامل داشت با تعجب گفت خیلی خوب !!!فرادا می خوانم خلاصه این ماجرا بین متدینین پیچید ، من و دوستانم برای رضای خدا همه را از وضو نداشتن شیخ هادی آگاه کردیم و مامومین کم کم از دور شیخ متفرّق شدند تا جائیکه بعد از چند روز خانواده او هم فهمیدند ، زن شیخ قهر کرد و به خانه پدرش رفت ، بچه های شیخ هم برای این آبروریزی ، پدر را ترک کردند .
دیگر همه جا صحبت از مشکوک بودن شیخ هادی بود آیا اصلا مسلمان است ؟ آیا جاسوس است ؟ و آیا …
شیخ بعد از مدتی محله ی ما را ترک کرد و دیگر خبری از او نبود … ، ما هم بهمراه دوستان و متدینین خوشحال از این پیروزی ، در پوست خود نمی گنجیدیم ، بعد از مدتی از حوزه علمیه یک طلبه ی جوان فرستادند و اوضاع به حالت عادی برگشت .
بعد از دوسال از این ماجرا من به اتفاق همسرم به عمره مشرف شدیم در مکه بخاطر آب و هوای آلوده بیمار شدم بعد از بازگشت به پزشک مراجعه کردم و دکتر پس از معاینه مقداری قرص و آمپول برایم تجویز کرد . روز بعد وقتی می خواستم برای نماز به مسجد بروم تصمیم گرفتم قبل از آن به درمانگاه بروم و آمپول بزنم ،پس از تزریق به مسجد رفتم و چون هنوز وقت اذان نشده بود وارد دستشویی شدم تا جای آمپول را آب بکشم ،درحال خارج شدن از دستشویی ناگهان به یاد شیخ هادی افتادم !!! چشمانم به سیاهی می رفت، همه چیز دور سرم شروع به چرخیدن کرد انگار دنیا را روی سرم خراب کردند ، نکند آن بیچاره هم می خواسته جای آمپول را آب بکشد .!؟!؟ نکند ؟! ؟! نکند ؟! ؟!
دیگر نفهمیدم چه شد به خانه برگشتم تا صبح خوابم نبرد و به شیخ هادی فکر میکردم که چگونه من نادان و دوستان و متدینین نادان تر از خودم ندانسته و با قصد قربت آبرویش را بردیم .. خانواده اش را نابود کردیم و …
از فردا سراسیمه پرس و جو را شروع کردم تا شیخ هادی را پیدا کنم .
به پیش حاج ابراهیم رفتم به او گفتم برای کار مهمی دنبال شیخ هادی میگردم او گفت : شیخ دوستی در بازار حضرت عبدالعظیم داشت و گاه گاهی به دیدنش میرفت اسمش هم حاج احمد بود و به عطاری مشغول بود پس از خداحافظی با حاج احمد یکراست به بازار شاه عبدالعظیم رفتم و سراغ عطاری حاج احمد را گرفتم خوشبختانه توانستم از کسبه آدرسش را پیدا کنم بعد چند دقیقه جستجو پیر مردی با صفا را یافتم که پشت پیشخوان نشسته و قرآن می خواند سلام کردم جواب سلام را با مهربانی داد و گفتم ببخشید من دنبال شیخ هادی میگردم ظاهرا از دوستان شماست ، شما او را می شناسید ؟
پیرمرد سری تکان داد و گفت دو سال پیش شیخ هادی در حالیکه بسیار ناراحت و دلگیر بود و خیلی هم شکسته شده بود پیش من آمد ، من تا آن زمان شیخ را در این حال ندیده بودم بسیار تعجب کردم وعلتش را ازپرسیدم او در جواب گفت: من برای آب کشیدن جای آمپول به دستشویی رفته بودم که متدینین بدون اینکه از خودم بپرسند به من تهمت زدند که وضو نگرفته نماز خوانده ام ،خلاصه حاج احمد آبرویم را بردند ،
خانواده ام را نابود کردند و آبرویی برایم در این شهر نگذاشتند ودیگر نمی توانم در این شهر بمانم ، فقط شما شاهد باش که با من چه کردند ، بعد از این جملات گفت : قصد دارد این شهر را ترک گفته و به عراق سفر کند که در جوار حرم امیرالمومنین (ع) مجاور گردد تا بقیه عمرش را سپری کند من هم هرکاری کردم که مانعش شوم نشد او گفت دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم ،او رفت و از آن روز به بعد دیگر خبری از او ندارم …
ناگهان بغضم سرباز کرد و اشکهایم جاری شد که خدای من این چه غلطی بود که من مرتکب شدم ای کاش آن موقع کور می شدم و این جنایت را نمی کردم ای کاش حاج علی آن موقع بجای گوش دادن به حرفم توی گوشم میزد ای کاش ای کاش … و این ای کاش ها که بیچاره ام می کرد .
الان حدود ۲۰ سال است که از این ماجرا می گذرد و هر کس به نجف مشرف میشود من سراغ شیخ هادی را از او میگیرم ولی افسوس که هیچ خبری از شیخ هادی مظلوم نیست .
دوستان ، ما هر روز چقدر آبروی دیگران را می بریم؟ !
زندگی ها را نابود می کنیم؟ !
بخاطر خدا چه ظلم هایی که نمی کنیم؟ !
بخاطر خدا دعایم کنید آیا خدا از گناهم میگذرد ؟
چه خاکی باید به سرم بریزم ؟………
ای کاش و ای کاش ….

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: -1 (from 1 vote)
  1. یه بی طرف می‌گه:

    با سلام ، داستان خوبی بود البته ایراداتی هم داشت اما من به شخصه فکر میکنم به این خاطر تو داستان شیخ انتخاب شده که نویسنده میخواد عمق واقعه رو بفهمونه، حالا این همه کل کل و فلسفه بافی برای چیه نمیدونم ؟!! بحث فقط تهمت زدن و ریختن آبرو بود که تا حدودی نویسنده خوب عمل کرده، حالا اینکه چرا مردم تحقیق نکردند و این همه مدت طرف پیش نمازشون بوده چرا باید با یه حرف خراب بشه؟ یا اینکه شیخ میتونست دلیل بیاره و توضیح بده از نکات ضعف داستان بود،، پیروز باشید و ماندگار

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  2. دل شکسته می‌گه:

    سلام
    نمی دونم چرا هیچکس نیست که یه حرف درست رو تصدیق کنه،
    چرا به خودتون میگیرید هر چی چیز هست که به نظرتون نارواست رو؟
    تو جای درستش،کاملا درسته!
    اگه در شرح حال شما درست نیست،چرا جوش بقیه رو می زنید؟این جوش خودتونه یا بقیه؟

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  3. بیبی می‌گه:

    اقای خدا با ماست این شیخ هادی وناقل این داستان وهمه مردم که مال نورالثقلین نیستن که اینطور بهشون گیر دادای معلوم شد شما فقط با نور الثقلینی ها مشکل نداری .آره بابا تو اصلا از اصل با خودت هم مشکی داری

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  4. خودم می‌گه:

    راستش دیدگاهی ندارم فقط جالب بود برام بدونم تو سایت عاشق آباد چه خبره که بحمدالله حاصل شد…..

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  5. خدا با ماست می‌گه:

    با سلام بر دوست خوب یک علاقه مند
    سخنت بسیار دلنشین و زیبا بود و براستی که سخنی که از دل براید بردل نیز می نشینداز تندروی های ماضی از شما و همه دوستان پوزش می طلبم گاهی اوقات بعضی نابسامانی ها و جهالت ها آتشی در وجودم می اندازد و ان هم به علت ان که من وشما زره زره وجودمان وابسته به این آب و خاک محلمان می باشدحسن ختام این صحبت ها نیز رباعی از حکیم عمر خیام خیر پیش
    بر لوح نشان بودنیها بوده است پیوسته قلم ز نیک و بد فرسوده است
    در روز ازل هر آنچه بایست بداد غم خوردن و کوشیدن ما بیهوده است

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  6. یک علاقه مند می‌گه:

    آقا یا خانم خدا باما می باشد !!
    سلام .
    این حرفایی که الان نوشتی به دو بخش تقسیم میشه. بخش اولش اینه که مال ومنالت و ادعای نبوتت رو بخشیدی به من و چون هدیه است و رد هدیه درست نیست می پذیرم و بارمسولیتش رو به دوش می کشم اونم فقط به خاطر گوسپندانش !!( چون سود تو همین قسمتشه).
    با این حال گفته باشم ،عزیزدل برادر این جوری ول خرجی کنی مثه حافظ باید:« به خال هندویش بخشی سمرقند وبخارا را »
    از طرفی نمی دونم چرا این بیت ذهنمون مشغول کرده : خرج که از کیسه ی مهمان بود / حاتم طایی شدن آسان بود
    اما بخش دوم
    این که به مردم گیر دادی و اونا رو با اون صفت ها نامیدی ،نشونه ی سرخوردگی عمیقته . نمی دونم حق داری سر خورده باشی یانه ؟! اما این که تو چیزی رو می فهمی که دیگران نمی فهمند دلیل نمشه اینطور باهاشون رفتار کنی. مردم همیشه مردم اند چه تو بخوای چه نخوای! تلاش برای آگاه کردن مردم خوبه اما نه به هر قیمتی و شیوه ای!!
    یه چیزی واسه ت بگم تا بدونی منظورم چیه و ایراد کارکجاست :
    یکی می گفت : بچه که بودم دلم می خواست دنیا رو درست کنم . بزرگتر که شدم گفتم کشورمو درستش میکنم. یه کم بعدش گفتم شهرمو … بعدش گفتم محله مو بعدش ….خانواده مو… حالا به این نتیجه رسیدم که اگه بتونم خودمو درست کنم همه ی دنیا درست میشه….
    نمی خوام نا امیدت کنم اما بعضی حرفات درسته!!! این که بعضی دوستان چه اهدافی ور دنبال می کنن . این که از اول تاریخ یا شایدم ماقبل تاریخ یه عده دنبال منافع خوذشون بودند اینا درست ؛ اما فهماندن اینها به مردم راه دارد عزیز دل برادر ، راه دارد راه… من حرفم اینه اگه دلت برای مردم می سوزه ، دل سوزیت نباید به خوارداشت شان برسد. چون در یه دوره ای پیش از دانایی تو هم جزیی از این مردم بوده ای و پس از دانایی باز هم جزیی از اینانی ….
    به بحثای شخصی هم نمی پردازم . چون اسمش روشه شخصیه دیگه…
    واسه این که خیالتو راحت کنم یکی از همین روزا ، همین روزا رو دلم پا میذارم و… نقدت رو نقدش می کنم …
    فعلا زت مزید

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  7. یه فوضول می‌گه:

    اقای خدا با ماست اول تا حالا سوتی نداده بودی ولی با این حرفای اخرت که زدی مشخص شد که کی هستی حالا هم که فهمیدم کی هستی خودم را لایق بحث کردن با شما نمیدونم چون شما یه ادم چند شخصیتی و چند حزبی هستی من نمیدونم از کدوم حزب ها برات بگم.اگه بهتون برخورد ببخشید که فوضولی کردم همیشه حرف حق تلخ بوده. باتشکر یه فوضول

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  8. خدا با ماست می‌گه:

    جواب غولومی و شمسی
    یک کلام هم ما از مادر عروس شنیدیم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  9. خدا با ماست می‌گه:

    هزاران درود
    ما ادعای نبوت و امامت و غیب دانی خود را به شما که حاضر نیستید دمی اندیشه کنی البته با گوسپندانم که لازمه پیامبری و مبعوثیت مباشد را همگی به شما می بخشم سخن انجا آغاز گردید که داستانی کذب را این جماعت برروی تارنمای عاشق اباد دات کام گذاشته و من یا ما نقدی کوتاه نوشته که یک نفر از بیرون محل این گونه نپندارد که هرحنای برای هرکسی رنگی دارد اندک زمانی گذشت و گوی ما را شریک بدنام نمودن شیخ هادی داستان وانمودند که البته آدرس این شیخ کذابی را به دوستانی که مشتاق حلالیت بودند دادیم نوشته ام این جماعت بی تعقل منظور جماعتی است هرروزشان بدتر از دیروزشان بوده همین جماعتی که به نقل از استاد علی شریعتی بر حسینی گریه می کنند که آزاده مرد و خودشان زیر بار ظلم و جهل جهالت و یوق کسانی می باشند که این اوضاع کنونی دست پرورده شان می باشد یک علاقه مند من هیچ گاه ادعای دانای نکردم من نادان ترین شما شما که دانا هستید چرا داستان را به چالش نکشیدید درود بر اشرف الدین گیلانی متخلص به نسیم شمال که شعر او بیانگر این مطلب است که این جماعت هنوز به دنبال به به چه چه می باشند تا کمی تعقل درضمن من با نام شما کاری ندارم سخن برسر اندیشه می باشد که هزاران فرسخ فاصله داریم-اندیشه ای که دستور داد شجریان را صادر کنند و به جای آن غلوش را بیاورند اندیشه ای که برای هر ایرانی یک گلوله ارزو کرد اندیشه ای که نسل ما را با موشک عادت داد اندیشه ای که بر سر هر کوچه ما پاره تن ما را بر پلاکی آهنی به ارمغان آورد اندیشه ای که گروهی و جماعتی را بت خود قرار داد تا من وتو متوسل هر روزه ای ان باشیم گفتی بی ادب من بر این بی ادبیم هزاران فخر می فروشم چرا که عمری را سرمایه نمودم برین بی ادبی چرا که منظور من از بی ادبی به حماقت فروبردن این مردمان می باشد که نویسنده داستان در پی انست
    ای قلم تا می توانی در قلمدان صبرکن/ یوسف آسا سالها در کنج زندان صبرکن

    همچو یعقوب حزین در بیت الاحزان صبرکن/ کور شو بیرون نیا از شهر کنعان ای قلم

    نیستی آزاد در ایران ویران ای قلم

    ای قلم پنداشتی هنگامه دانشوریست/در ره علم آمده هرکس به عرفان مشتریست

    تونفهمیدی که اوضاع جهان خرتوخریست/خر همان است و عوض گردیده پالان ای قلم

    نیستی آزاد در ایران ویران ای قلم

    «ایها الشاعر»تو هم از شعر گفتن لال باش/شعر یعنی چه! برو حمال شو رمال باش

    چشم بندی کن میان معرکه نقال باش/حقه بازی کن تو هم مانند رندان ای قلم

    نیستی آزاد در ایران ویران ای قلم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  10. غولومی شمسی می‌گه:

    میگند یه بار یه زنی به شوورش گفت : چشمم تورو کشته س یا ابروم یا موام مرده گفت : این اعتماد به نفسد منا کشته س!!!
    یکی نیس به این خدابا ماست بگد انقذه ما ما نکون زشته س بابا —- از من گفتن —

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  11. یک علاقه مند می‌گه:

    سلام .
    خیلی خوشنودم که مثل خیلی ها “خدا باما نمی باشد” چون اونی که” خدابا او می باشد” آنقدر با فرهنگ و باخداست که روی همه ی بندگان خاص خدا را سپید کرده !!! هم از لحاظ ادب فردی هم اجتماعی هم این که جناب ایشان کم مانده ادعای نبوت هم بنمایند!! چون هم غیب می داند هم کشف و شهود دارد هم کرامت و…آن چه خوبان همه دارندایشان تنها دارند. فقط مانده نام و مشخصات مرا هم بگویدوکارتمام…
    بابا”دمت گرم وسرت خوش باد سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای”
    “جناب خدا با ما می باشد” (چون عاشق فعل می باشد ، می باشید منم به جای است ، می باشد را آوردم تا اساسی درستش کرده باشم)دلم نمی خواست سخن را به این جا بکشانم اما چاره ای نیست . یکم این که من جزو کانون فرهنگی،بسیج، نورالثقلین وهیچ حزب و دسته ای نیستم .پس نه از کسی خط می گیرم نه به کسی خط می دم. دوم :راه و روش من پایبندی به اخلاق انسانی ست . و هرچی هم نوشتم برهمین اساس بوده وهست. سوم وقتی عصبانی می شم چیزی نمی نویسم که بعدا نتونم ازش دفاع کنم.چهارم هی سوادمو!!!!!! به رخ دیگران نمی کشم. من نمی دونم چقدر مثنوی و کتابای دیگه خوندی فقط میشه حدس زد خوندی اما متاسفانه ژرف نخوندی یا ژرف نگرفتی !! مطلبی که اول نوشتم بیشتر در تایید” خدا بامامی باشد” بود تا مخالفاش. بخصوص:«محتوا و هدف وسیله را توجیه نمی کند».اما جناب ایشان همه را با یک چشم دیده بودندواین جای بسی شگفتی ست درمطلب دوم هم یادآوری کردم که چنین نیست اما گویا ایشان چنین می اندیشندکه« اگر کسی با ما نیست پس با دشمن است».و وجه دیگری وجود ندارد. جناب خدا با ما می باشد ، برای املا و انشا دلیل اوردی و پوزش خواستی؛ ایول!! اما برای ادب !!!!این عین سخن شماست که نوشته ای: «مولانا از همان اول در پی بیان آموخته های خود به زبانی دلنشین و ساده می باشد نه این که دروغی را پرورش داده و به خورد این جماعت بی تعقل بدهد» شرمنده! منظورت از جماعت بی تعقل کیه؟‌ اگه منظورت مردم هستند که من ازین پس هیچ سخنی با شما ندارم !! ادب حکم می کند که سکوت کنم چون… .اگر منظورت کسانی است که این مطالب را می خوانند به عنوان کسی که این مطلب را خوانده ام عرض می کنم که این داستان (راست یا دروغ )را فقط خواندم اما به اندازه ای که من اجازه دادم برمن تاثیر گذاشت نه بیشتر. هرکسی ازظن خود یار آن شده است . اگر هم منظورت آنانی است که از ایشان نام بردی . خودشان جوابت را بدهند….! در جای دیگر نوشته ای « این نقد ما محکی بود دوستان را و همچون گذشته دریافتیم که این ملت و جماعت عاشق اباد هنوز در اوهام و ارزش های دروغین خود که میراث چندین و چندساله صفوی می باشد غرق می باشند « ای خدا با او باشنده! ای همه چیز دان! ای پیشگو! ای بزرگ! ای مورخ ! ای مولانا خوان مولانا شناس ! دست این جماعت و ملت عاشق آباد را بگیر و آن گونه که خود می دانی و به هر حیله وترفند و با هر لحن و کلامی که تو خود صلاح می دانی از کوره راه گمراهی به شاهراه رستگاری راهنمایی کن… بنده ی خدا همون مولانا یی که ادعای خوانشش رو داری همه ی حرفش اینه که :
    ازخداجوییم توفیق ادب بی ادب محروم شدازلطف رب
    بی ادب تنها نه خودراداشت بد بلکه آتش همه درآفاق زد
    چگونه به خود اجازه می دهی مردم را نادان و غرق شده در اوهام بدانی ؟!!؟ شما چه جایگاهی برای خود تصور کرده ای که می بری ومی دوزی و اندازه می کنی؟ پس فرق شما با اونایی که تو دشمن خودت می دونی چیه؟ که بهشون انگ می زنی :«شاخصه جماعت کانون فرهنگی در چنین مواردی عصبانیت و ایراد گرفتن به هر نحوی است . » نکته ی دیگر این که نوشته ای«شما جماعت هنوز خام بوده و زمانی لازم است تا درک کنی منظور و مقصود اصلی از این داستان ها چیست» شما که در این راه پخته ، برشته یا شایدهم سوخته اید!! لطف بفرمایید ما خامان نپخته را هم بپزید البته نسوزانید چون تا آتش نشانی بخواهدبیاید ما هم مثل شما خواهیم شد و این از شأن جناب شما به دور است که جماعتی جون شما بشوند…!!!
    وقتی میگم ادب نداری بدت نیاد ، استاد!!!
    ملالی نیست جز دیدارشما !

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  12. خدا با ماست می‌گه:

    جناب یک علاقه مند
    کلمه خدا باماست بیان و گفته یکی از تاریخ دانان و پژوهشگران معاصر با ما می باشد که جماعت گمراهان از حقیقت تاب و توان حرف ها و نوشته های ایشان را نداشتند و ما به رسم نکوداشت این کلمه را انتخاب نمودیم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  13. خدا با ماست می‌گه:

    جناب یک علاقه مند
    یک خبر مهم
    آدرس شیخ هادی را۳۵ سال پیش پیدا کردند آسمان را نگاه کن تو ماه
    زود ازش حلالیت بطلب ……………به دوستانت هم اطلاع بده

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  14. خدا با ماست می‌گه:

    باسلام
    آقا و یا خانم
    یک علاقه مندشما بهتر هست در همان مکتب های فکری دوستانت بمانی دلیل عدم توجه به املاء کلمات هم کم بود وقت و عدم ویرایش و در پاره ای از اوقات هم نوشتار به صورت شفاهی می باشد که البته پوزش می طلبم شما جماعت هنوز خام بوده و زمانی لازم است تا درک کنی منظور و مقصود اصلی از این داستان ها چیست مولانا از همان اول در پی بیان آموخته های خود به زبانی دلنشین و ساده می باشد نه این که دروغی را پرورش داده و به خورد این جماعت بی تعقل بدهد
    این نقد ما محکی بود دوستان را و همچون گذشته دریافتیم که این ملت و جماعت عاشق اباد هنوز در اوهام و ارزش های دروغین خود که میراث چندین و چندساله صفوی می باشد غرق می باشندشما اگر خیلی هنر دارید کذب بودن مطالب من یا ما را مشخص نماییددر ضمن توصیه به شما این که زیاد فکر نکنید و ناراحت نشوید چون از قسم دادن شما عصبانیت شما مشخص است البته شاخصه جماعت کانون فرهنگی در چنین مواردی عصبانیت و ایراد گرفتن به هر نحوی است

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  15. یک علاقه مند می‌گه:

    سلام.پیشاپیش از لحن کلام در این نوشته پوزش می خواهم.
    چند وقتی بنا به دلایلی نشد تارنما را ببینم . الان که مطالب رو خوندم دیدم جناب خدا با ماست سخنانی نقض!!!!نوشته اند که بد ندیدم کمی در باب آن سخن برانم !!!اولا حواسم به ” نقض ” بود! دوم این که از اسمت می پرسم تو که ادعا می کنی خدا باماست آیا تو(یا شما ) هم با خدا هستی(د) ؟ سوم: این رسمش نشد که همه را با یه چشم ببینی !!(مگر این که به راستی…) من اگه مطلبی می نویسم فقط اخلاق انسانی برام ملاکه نه دسته بندی های سیاسی و…تعجب می کنم چطور متوجه نشدی که بخشی از نظرات من در دفاع از شما بود!!! چهارم: وقتی ضمیر “ما ” رو به کار می بری مراقب باش شائبه ی “خود بزرگ بینی” را القا نکند (حال مانخواستیم…)!!.پنجم : فکر نکن دیگران بلد نیستند با واژه بازی کنند یا با نقد داستان آشنا نیستند؛ منتها سخن همان مولانای بزرگ را ـ که تو ادعای مرید بودنش رو داری ـ در نظر دارند که می گوید :
    ای برادر قصه چون پیمانه است /معنی اندر به وی بسان دانه است
    دانه ی معنی بگیرد مرد عقل /ننگرد پیمانه را گر گشت نقل
    ششم : جان هرکی که دوست داری اگه ادب را رعایت نمی کنی دست کم املا و انشا رادقت کن!:یک علاقه من /عاشیخ کبیری/ دوچار / نمود/ می نماید/می باشند/ نمی شنواختند/ و…!!!
    شما که ادعای نقد دارید اول نوشته های خودت را ویرایش کن بعد به محتوا و شکل داستان های دیگران بپرداز.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  16. خدا با ماست می‌گه:

    با سلام
    جناب اقایان و شاید هم شما خانم ها (رد-مرتضی -یک علاقه من)
    با هر ابزاری هر هدفی را نمی توان توجیه و حتی بیان نموداینجانب خوب موضوع این داستان را متوجه شدم و بعداز خواندن چندین مرتبه نقد خود را برای دوستانی که علاقه مند به ادبیات داستانی می باشند بیان نمودم حال تقاضا دارم از خوانندگان گرامی کمی درباره نقد و شالوده داستان مطالعه و تحقیق بنمایند تا بهتر متوجه سخنان اینجانب گرددندداستان برای عوام بسیار جالب و زیباست ولی ایا برای خواص هم اینگونه است فیلم اخراجی ها برای عوام بسیار جالب و دوست داشتنی و لی جایزه جهانی اسکار و… را فیلم جدای نادر از سیمین دریافت می نماید.
    حال ما نخواستیم داستان را بی ارزش و دروغ یا کم اهمیت جلوه دهیم بلکه هدف فقط نقد ی کوتاه و ارتقائ دوستان علاقه مند می باشددر ضمن منظور از آشخ کبیری اصطلاح عامیانه در بین مردم عاشق اباد است به هیچ وج قصد بی احترامی به هیچ کس را نداشته ایم و جهت اطلاع دوستان یک نمایه موضوعی از کلمات بکار رفته در داستان را تهیه نمایید کمی حساب کار دستتان می ایدو بهتر سخنان ما را متوجه می شوید
    دوستان می توانند نقد ما را نخوانند تا دوچار تشویش و دگرگونی ذهنی نگرددند و در عوالم خوش عامیانه خود سیر نمایندو هیچگاه ناراحت نشوند.
    و هزاران درود بر حضرت مولانا چه زیبا می سراید که:
    بر سماع راست هر کس چیز نیست «طعمه هر مرغکی انجیر نیست»مثنوی معنوی

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  17. آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی اخدا می‌گه:

    خدایا چرا اینجا؟ چرا تو عاشق آباد؟ خدایا ما رو نجات بده از دست این اجتماع نابخرد.خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  18. یک علاقه مند می‌گه:

    سلام
    خوبه که یه مطلب بتونه این همه نظر متفاوت رو یه جمع کنه.
    خوبه که برا نوشتن مطلب چندتا نکته را هم رعایت کنیم :املا انشا ادب
    خوبه که به محتوا هم توجه کنیم
    خوبه که هدف ، وسیله مون رو توجیه نکنه.
    اما به نظر این بهتره:
    دو صددانا دراین محفل سخن گفت / سخن نازکتر از برگ سمن گفت
    ولی بامن بگو آن دیده ورکیست /که خاری دیدواحوال چمن گفت؟(اقبال لاهوری)
    یک علاقه مند

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  19. رد می‌گه:

    ای کاش این اقای خدا با ماست یه کم بیشتر فکر میکرد ونظر میداد .در ضمن مرحوم اقای شیخ رضا یا همون اشیخ کبیری از بهلول های زمان بودند ونسنجیده در مورد اهل صاحب کرامات نظر ندهید

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  20. مرتضی می‌گه:

    عرض کنم خدمت سروران گرامی
    شاید نظر اقایان “خدا با ماست” یا ” هی روزگار “درست باشه اما منظور من از اوردن این مطلب اینجا صرفابیان این نکته هست که ثمره ابرو ریزی در خیلی مواقع نابودی زندگی بعضی افراد میشود پس کمی تعمق کنیم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  21. خدا با ماست می‌گه:

    با سلام
    مدیر محترم سایت
    برای موعضه و نصیحت نمودن؛ این کشور هیچ غنای ادبیاتی ندارد که شما باید متوسل به این داستان ساختگی و بسیار سطحی شوید شالوده اصلی این داستان دفاع از یک طبقه خاص اجتماعی است وبیشتر شبیه فیلم های کشور ترکیه می باشد خوانندگان عزیز خوب دقت کنید متوجه می شوید که این داستان اصلا واقعی نبوده و فقط وفقط برای یک هدف از پیش تعیین شده نوشته شده و برای نویسنده تهمت و ابروی مردم فقط یک ابزار برای هدف اصلی خود است لطفا بیشترتوجه کنیید
    ۱-چرا شیخ به منزل خود نرفته و لباس و بدن خود را خوب تطهیر ننموده است
    ۲-مدیر محترم سایت چگونه شیخ هادی در دستشوی هم لباس و هم بدن خود را کامل تطهیر نموددر دستشوی که احتمال ناپاکی لباس های دیگرش در صورت کامل برهنه شدن بیشتر بوده است و ثانیا دستشوی که رخت کن ندارد
    ۳-چرا شیخ هادی از خود دفاع نکرده و حتی می توانسته از تزریقاتی برای اثبات دلیل خود کمک بخواهد
    ۴-نویسنده انقدر سادگی به خرج داده و خانواده شیخ را نیز برای خالی نبودن عریضه به ماجرا کشیده است زن شیخ قهر کرد فرزندانش او را ترک نمودند …خوانندگان خوب توجه کنیید یعنی زن و فرزندان شیخ انقدر در گمراهی و ظلالت بودند که پدر خود را نمی شنواختندو…

    الحق که یکی از خوانندگان دیدگاه بسیار خوبی تحریر نموده اند از سری داستان های عاشخ کبیری

    نویسنده داستان هر حنای برای هر کسی رنگ و لعاب ندارد
    مدیر محترم و عزیز سایت لطفا بیشتر دقت کنیید و انقدر ساده بازی و شاید هم این سیاست کار شما باشد بخرج ندهید.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +2 (from 2 votes)
    • مدیر سایت می‌گه:

      مدیریت سایت عاشق آباد دات کام هر وقت بخواهد مطلبی بنویسد از موضع خود می نویسد نه اینکه بخواهد در نظرات وارد شود. و بخش نظرات را به مردم واگذار می کند و به جز خطوط قرمز سانسور دیگری هم ندارد
      اما برخی نظرات جالب و در خور توجه هستند برای همین مدیریت سایت و شورای سیاست گذاری آن نظر را برای خبر شدن انتخاب می کنند.
      در سایت کاملا مردمی عاشق آباد دات کام هم هیچ سیاستی نهفته نیست. از طبقه خاصی از جامعه هم حمایت نمی کنیم. برای سایت اجتماعی عاشق آباد دات کام همه با هم برابر هستند . قصد بزرگ کردن کسی را هم نداریم قصد تبلیغ خود و یا کس دیگری را هم نداریم و این موضوعات را در عمل و به کرات ثابت کردیم در خبر نورالثقلین می توانید این موضوع را به وضوح ببنید
      البته اجازه اهانت به هیچ کسی نمی دهیم
      نظرات شما هم کاملا درست به نظر می رسد و از منظر عقل داستان فوق به نظر واقعیت نمی آید اما می توان موارد مشابه را پیدا کرد که آبروی اشخاص را می برد و هدف ما از بیان این داستان تنها حفظ حرمت اشخاص مخصوصا کسانی که از وجاهت برخوردارند بوده است.
      در پایان بار دیگر از همه اهالی خونگرم و عزیز عاشق آباد سپاسگذارم

      VN:F [1.9.22_1171]
      Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
      VN:F [1.9.22_1171]
      Rating: -1 (from 1 vote)
  22. هی روزگاااااااااااارررررررررر می‌گه:

    داستان فوق خیلی جالب و تکان دهنده بود اما آیا ما همچین شیخی داریم..!!!!!

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  23. نمازگزار می‌گه:

    فقط کافیست کمی به خود فکر کنیم…………………. مانند این اتفاقها در همه جا وهمه وقت می افتد………….. وما خیلی سریع قضاوت وحکم راصادر میکنیم!!!؟؟؟

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  24. یه بابای می‌گه:

    منم با نظر مرکز اغتشاشات موافقم و اعلام آمادگی میکنم یاعلی …….

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  25. مرکز اغتشاشات عاشق آباد می‌گه:

    نتیجه اخلاقی : همین کارا باید با مدیر سایت انجام بدیم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  26. چراااااااااااااااااااااااااا؟ می‌گه:

    چرا آخرکنی کاری که بازآید پشیمانی.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  27. humanlotfi می‌گه:

    از سری داستانهای عاشخ کبیری

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +2 (from 2 votes)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>