عزای فاطمی در عاشق آباد

قافله0

.

.

.

گزارش تصویری از عزاداری حضرت زهرا (س) در عاشق آباد

عکس از علی زارع

قافله (1) قافله (2) قافله (3) قافله (4) قافله (5) قافله (6) قافله (7) قافله (8) قافله (9) قافله (10) قافله (11) قافله (12) قافله (13) قافله (14) قافله (15) قافله (16) قافله (17) قافله (18) قافله (19) قافله (20) قافله (21)منزل رضا خلیلی 1 منزل رضا خلیلی 2 منزل رضا خلیلی 3 منزل رضا خلیلی 4 منزل رضا خلیلی 5منزل رضا خلیلی 6

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: -1 (from 1 vote)
  1. مهدی می‌گه:

    کمی عکساتونو تغییربدید خیلی تکراریه ممنون میشم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  2. هادی می‌گه:

    عجب خیلی اشناست

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +2 (from 2 votes)
  3. مهمان می‌گه:

    درود بر جزیره کلاه سبز ها

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 3 votes)
  4. سید علی (میهمان) می‌گه:

    از اونجا که عاشق آباد سادات زیاد داره وخودمم سید هستم ومنطقه ماهم کمتر سادات داره به خاطر همین منم عاشق عاشق آباد هستم که مرکز ساداته.تشکر از وبلاگتون

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 3 votes)
  5. جمعی ازدانشجویان منتقد به سایت می‌گه:

    دوباره میبیتم آقای زارع دوربین دستشون گرفته!!!
    به نظرمن اصلا خلاقیت در عکاسی ندارین لطفابرین تویه قسمت دیگه از سایت فعالیت کنید یااین که همینجا بمونید واین موجبات شادی روازمانگیرید

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 2 votes)
    • مدیر سایت می‌گه:

      شما می تونید در هر قسمتی که توان دارید به ما کمک کنید

      VN:F [1.9.22_1171]
      Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
      VN:F [1.9.22_1171]
      Rating: -1 (from 1 vote)
      • جمعی ازدانشجویان منتقد به سایت می‌گه:

        چطوری بهتون کمک کنیم وقتی مااصن نمیدونیم مدیر سایتمون کی هست!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

        VA:F [1.9.22_1171]
        Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
        VA:F [1.9.22_1171]
        Rating: -1 (from 1 vote)
        • مدیر سایت می‌گه:

          آدرس ما در قسمت ارتباط با ما هست، مدیر سایت را هم که بارها معرفی کردیم
          شماره ۰۹۳۹۵۴۴۴۰۰۴ هم هست که می تونید باهاش ارتباط داشته باشید
          ایمیل hz1386@gmail.com هم هست. فرهنگسرای دهخدا، مسجد جامع، مسجد قدس ، کانون والفجر و کتابخانه ولی عصر هم مکان های عمومی ارتباطی با سایت هست

          VN:F [1.9.22_1171]
          Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
          VN:F [1.9.22_1171]
          Rating: +1 (from 1 vote)
  6. ناشناس می‌گه:

    حسن اقا از چه راهی فهمیدید که حرفهایی که در مورد اقای ذوالفقاری یا منهاجی زده میشود از طرف نورالثقلین هست.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  7. همشهری می‌گه:

    داستان های شیوانا : اخراجی ها!
    در اولین روز هفته، شیوانا شاگردان مدرسه را جمع کرد و به آن‌ها گفت: «از امروز یک هفته فرصت دارید تا برای این سوال که عشق و محبت مهم‌تر است یا آگاهی و شعور؟ پاسخی بیابید و اگر نتوانید جوابی برای این سوال پیدا کنید، این حق را به مدرسه می‌‌‌دهید که عذر شما را بخواهد!»
    همه شاگردان به تقلا افتادند و شروع به زیروروکردن کتاب‌ها و پرس‌وجو از یکدیگر کردند. روزها به‌سرعت می‌گذشت. هیجان عجیبی بر مدرسه غالب شده بود. از یک طرف شاگردان دوست نداشتند از مدرسه اخراج شوند و از سوی دیگر، یافتن جواب برای این سوال چندان آسان نبود. سه روز مانده به امتحان، باران شدیدی بارید و سیلابی عظیم همه‌جا را فراگرفت. خبر رسید که در دهکده پایین‌دست، سیل آمده است و عده‌ای بی‌خانمان شده‌اند. یکی از شاگردان مدرسه که جزو شاگردان ممتاز هم بود، به همراه شش نفر از شاگردان اهل همان دهکده، نزد شیوانا آمدند و از او اجازه خواستند تا برای کمک به مردم سیل‌زده از مدرسه خارج شوند. شیوانا با لبخند گفت: «هرکاری که گمان می‌کنید درست است، انجام دهید.»
    آن هفت نفر رفتند و روز امتحان خیس، خسته و گل‌آلود به مدرسه بازگشتند. شاگردانی که در مدرسه مانده بودند، قبل از شروع کلاس با تماشای قیافه به‌هم‌ریخته و زخمی‌‌ آن‌ هفت نفر، شروع به مسخره‌کردنشان کردند و گفتند: «امروز که از مدرسه برای همیشه اخراج شدید، می‌فهمید که عشق مهم‌تر است یا آگاهی؟»
    دقایقی بعد شیوانا وارد کلاس شد و گفت: «آیا کسی جواب سوال را پیدا کرده است؟»
    یکی از شاگردان دستانش را بالا برد و به نماینده جمعی گفت: «به نظر ما عشق و محبت مهم‌تر از هرچیزی است؛ زیرا باعث می‌شود انسان حتی در لحظاتی که فکرش کار نمی‌کند هم مسیر درست را طی کند.»
    شاگرد دیگری به نمایندگی بقیه گفت: «اما به نظر ما آگاهی و شناخت، مهم‌تر از عشق و دوستی است؛ چون دوستی یک احساس زودگذر است که به شرایط بستگی دارد؛ درحالی‌که آگاهی، ریشه در منطق دارد و عمیق‌تر است.»
    شیوانا نگاهی به هفت نفری که خسته و گل‌آلود بودند، انداخت و از کسی که بزرگ‌تر بود، پرسید: «به نظر شما عشق مهم‌تر است یا آگاهی؟»
    شاگرد یاری‌رسان، خنده تلخی کرد و گفت: «وقتی آدم‌های درسیل‌مانده را از نزدیک دیدم که برای زنده‌ماندن چقدر نیازمند کمک بودند، از عمق وجودم به این درک رسیدم که نه عشق مهم است و نه آگاهی؛ آن‌چه مهم است این است که چقدر می‌توانیم به افراد ضعیف و نیازمند اطرافمان کمک کنیم تا کمتر احساس ناراحتی کنند؟ هنوز در دهکده پایین‌دست بسیارند کسانی که به کمک و امدادرسانی احتیاج دارند. ما به حرمت امتحان به اینجا بازگشتیم تا پس از مشخص‌شدن وضعیتمان، باز برای کمک به سراغ مددجویان برویم.»
    شیوانا لبخندی زد و گفت: «هیچ‌کس از مدرسه اخراج نمی‌شود و قرار هم نبود چنین اتفاقی بیفتد؛ فقط اگر جواب درست را پیدا نمی‌کردید، این حق را به مدرسه می‌دادید که با کوچک‌ترین بهانه عذرتان را بخواهد. اما در جواب این سوال که عشق مهم‌تر است یا شعور؟ باید بگویم مهم‌تر از همه، کاری است که این هفت نفر انجام دادند. مهم‌تر از عشق و آگاهی، نفس عمل است که در مسیر درست باشد. اگر هزارسال عاشق باشی و هزار آسمان دانش را بلد باشی اما راه عاشقی را در پیش نگیری و دانشت را به کار نبندی، همه آن هزاران هزار در قیاس با یک عمل عاشقانه و حرکتی آگاهانه، پشیزی ارزش ندارد. اگر می‌خواهید از این مدرسه با دست‌های پر بیرون بیایید، به‌جای چسبیدن به دنیای واژه‌ها دست به عمل بزنید و دانسته‌های خود را در میدان عمل بیازمایید. کاری که این هفت نفر انجام دادند از تمام تلاشی که در این هفت روز در این مدرسه انجام شد، ارزشمندتر و مهم‌تر است.
    می‌گویند همان روز مدرسه تعطیل شد و همه شاگردان همراه شیوانا برای کمک عازم دهکده سیل‌زده شدند و هیچ‌کس در مدرسه نماند. آن روز غروب رهگذری که از آن نزدیکی می‌گذشت از نگهبان پیر مدرسه پرسید: «چه اتفاقی برای مدرسه شیوانا افتاده است؟» و نگهبان با لبخند گفت: «امروز امتحان بود و همه رد شدند! برای همین تا مدتی از مدرسه اخراج شدند! و شیوانا هم همراه اخراجی‌ها رفت!»

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  8. م.ر.ب می‌گه:

    جناب نورالثقلین
    سلام.
    اولا : چنین روایت کرده اند که روزی (گویا) ابن سینا به نزد ابوعبداله جوزجانی آمد ودرپیش شاگردان او گردویی راکه در دست داشت پیش پای او انداخت و گفت برای شما بهتراست که مساحت این گردو را محاسبه کنید … ابو عبداله ، نگاهی به او کرد و گفت :برای شمابهتر است ابتدا اخلاق خود را محاسبه کنید…!!!! وقتی کسی وارد بحث و جدل می شود براو لازم است تا اخلاق را ملاک خود قرار دهد تا بعدها شرمنده نشود. برادر یا خواهر که نام گرانسنگ نورالثقلین را برخود نهاده اید،ادب حکم می کند که کلام خود را با سلام _ که نام پروردگارست بیاغازید ـ مگر این حدیث شریف را فراموش کرده اید :”هرکاری که بانام خدا آغازنشود ابتر است” پس در گام اول دو ایراد برشما وارد است یک :در راه دفاع از دین خدا نام خدا را نبرده اید . دوم : نامی را برخود نهاده اید که با منش شما در سخن گفتن هم سویی ندارد زیرا این دو گوهر گرانبها برای هدایت مردم به خوبی ها وبازداشتنشان از بدیها آفریده شده اند و شما گویافقط نام آن را یدک می کشید وگرنه …. دوم : این که وقتی شما در آغاز کلام نگفته ای اولا ( یانخست یا…) چگونه می گویی دوم…!! سوم : این که ( دوما ) غلط است بروید بپرسید! چهارم : وقتی کسی می گوید : “ولی بدانید اجازه نامه هایی که از اقای عرفانی طلب کردید بعضی از انها نزد بنده وبفضل الله موجود است” چگونه می توان فهمید که منظور جناب ایشان اجازات مربوط به خودشان است ؟؟؟؟!!!!! ایشان گفته است اجازه هایی که از آقای عرفانی طلب کردید نزدمن است یعنی اجازه های آقای عرفانی ! نه من !! افزون براین به قول شما من نفهمیده ام ! آیا نمی توان گفت (علاوه بربی سودای و نادانی بنده ) کلام ایشان مبهم بوده است که روستازاده ای چون من آن را نفهمیده است؟؟
    پنجم : دراین که بعضی از علما در این سن و سال اجازات و اجتهاد گرفته اند شکی نیست ؛ اما به نظر نمی رسد که خود را این گونه نمایانده باشند !!!
    ششم : قصه ی جناب زارع و جناب منهاجی و… هیچ ربطی به بیان حقیقت و پذیرش آن ـ هرچند علیه ما باشد ـ ندارد .
    باسپاس .

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  9. همشهری می‌گه:

    لطفا” متن زیر را با حوصله و سکوت مطالعه فرمائید چون زیبا نقد و نوشته شده است یکی از بهترین گفتگوهایی که در چند سال اخیر خوانده ام توسط خبرگزاری مهر با دکتر سریع القلم صورت گرفته درباره سبک زندگی ایرانی که پر است از مقایسهای تامل برانگیز گروه دین و اندیشه: چه آسیبهایی را برای سبک زندگی ایرانیان به طور کلی می‌توان برشمرد؟** سریع القلم: در نظر داشته باشید که ما به سبک زندگی هیچ ملتی اصالتاً نمی توانیم ایراد بگیریم چون سبک زندگی نتیجه انباشت تجربیات تاریخی یک ملت است. اما می توانیم معیارهایی را مشخص کنیم و از آن زاویه آسیب شناسی کنیم. در اینجا قصد دارم آسیب شناسی سبک زندگی ایرانی را بر اساس خود فرهنگ ایرانی و فرهنگ دینی مورد خطاب قرار دهم.*مادیات و خودخواهی کانونهای سبک زندگی ما شده است بر اساس تجربه‌ای که در مشاهدات بین‌المللی از جوامعی چون ترکیه، مالزی، کشورهای عربی و اروپایی داشته‌ام اولین وجه مقایسه‌ای که می‌توان در خصوص سبک زندگی ایرانی و همه این کشورها در نظر گرفت و البته بر خلاف ادعاهایی که عموماً در میان ما وجود دارد این است که میانگین ایرانی خیلی دنیا دوست است و علاقه عمیقی به دنیا و مال دنیا دارد ولی هنرمندانه و با ادا و ظاهرسازی آنرا استتار می‌کند. از این دنیا هم، پول، لوازم زندگی، نمایش خانه و ویلا به دیگران سهم مهمی از دنیادوستی ایرانی دارد. در مقایسه، یک دانمارکی برای نقاشی، موزه، هنر، کتاب، آخرین رمانها، کنسرت، تئاتر، دوستان فرهنگی، کشف کشورها و فرهنگهای دیگر، جا باز می‌کند. در سبد کالاهای میانگین ایرانی، این موارد تقریباً تعطیل است. کافی است صورت آرام و خوش‌رنگ یک شهروند معمولی ترکیه را با یک ایرانی مضطرب و همیشه در حال پول جمع کردن مقایسه کنید.* ظاهر و باطن میانگین ایرانی بالای ۵۰ درصد شکاف دارد** این یک پارادوکس است چرا که در جامعه‌ای زندگی می کنیم که مباحث دینی و اخلاقی در آن سهم مهمی از تبلیغات و آموزش را دارد. برای نمونه این مباحث توسط رسانه‌ها، از طریق فضای عمومی، از طریق آموزش و از طریق کتب مذهبی طرح و عنوان می‌شود و آموزش معنوی و دینی جایگاه زیادی دارد اما این بعد دینی به نظر می رسد بیشتر بعدی ذهنی است. یعنی یک مداری در ذهن میانگین ایرانی هست که ارتباط بسیار محدودی با عمل فرد ایرانی دارد. نکته دوم این است که بخشی از فرهنگ ما تکرار آموزه‌های اخلاقی و دینی است. یعنی شما اگر در طول یک روز هزار نفر ایرانی را نمونه انتخاب کنید مشاهده خواهید کرد که آنها خیلی تذکر می دهند و نکات اخلاقی را مورد اشاره قرار می‌دهند و واژگان دینی، معنوی و اخلاقی زیادی را به کار می برند. واژگانی مانند انسانیت، خدا، پیغمبر، پاکی، وجدان، محبت، صداقت، شرافت، راستگویی و وظیفه دائماً مورد استفاده ماست، اما پرسش اینجاست که انعکاس این واژه‌ها در زندگی و عمل ما چیست؟ نیم کره ذهنی ما با نیم کره عملی ما تقریباً هیچ ارتباطی با هم ندارند.نکته‌ای که حالت معماگونه دارد این است که دایره ذهنی اخلاقی و دایره بیان اخلاقی چه ارتباطی با عمل اجتماعی ما دارد؟
    من در منطقه نیاوران تهران به راننده اتومبیلی که سوبله (و نه دوبله) ایستاده بود با زبان خیلی ملایمی گفتم لطف می‌کنید قدری جلوتر پارک کنید چون ترافیک سنگینی در نتیجه توقف شما ایجاد شده است. پاسخ ایشان این بود که من هر کاری دوست داشته باشم می کنم. در اعتراض شهروند دیگری، وی گفت زیاد حرف بزنید شما را مچاله می‌کنم بعد می‌اندازم در جوب. در مورد جملات این راننده متخلف، می توان تحقیقات گسترده‌ای درباره فرهنگ خودخواهانه ایرانی انجام داد.* انعکاس اخلاق و معنویت و انسانیت در زندگی و عمل ما بسیار محدود است** در اینجا قصد این است که رابطه بین ذهن و عمل را در خصوص سبک زندگی مورد بررسی قرار دهیم. تحقیقاً هیچ ملتی در دنیا به اندازه ایرانی‌ها از اخلاق و معنویت و انسانیت صحبت نمی‌کنند، اما انعکاس این در زندگی و عمل ما بسیار محدود است. این اولین نقدی است که به زندگی ایرانی وارد است که چرا اینقدر ظاهر اخلاقی و معنوی دارد، ولی باطن مادی. بعضی رسانه‌ها که به اروپایی‌ها حمله می‌کنند و می‌گویند آنها مادی هستند، مفید خواهد بود اگر بروند در میان آنها زندگی کنند و بعد منصفانه قضاوت کنند که ما مصرف‌گراتر هستیم یا آنها. ما به پول و جمع کردن مال دنیا و مقام و منصب وابسته‌تر هستیم یا آنها؟ بنابراین، اینگونه باید تبیین کنیم که مادیات در سبک زندگی ایرانی جایگاه بسیار کانونی دارد. جمع کردن پول و امکانات و داشتن سمت و منصب برای میانگین ایرانی بسیار مهم و بلکه تمام زندگی است. * خوشبختی را با راحتی اشتباه گرفته‌ایم** کم می‌شناسم افرادی را که حتی اگر به پول و امکانات هم می‌رسند از آن برای بهره‌برداری بهینه از زندگی استفاده بکنند. به جای ارتقاء کیفیت زندگی، مصرف‌گراتر می شوند. به نظر می‌رسد بسیاری از ما، خوشبختی را با راحتی اشتباه گرفته‌ایم و فکر می کنیم تجملات یعنی ایده‌آلهای زندگی. بسیاری از ما، هدفی بالاتر از تأمین غرایز اولیه نداریم. خلق کنیم؛ تولید کنیم؛ کار به جا ماندنی انجام دهیم؛ چنین افرادی در اقلیت محض هستند.یک دلیل مهم علاقه ما به دارایی و مادیات برای نمایش به دیگران و فخرفروشی است. از یک نفر که مدتی قبل در منطقه فرشته تهران قتلی را مرتکب شده بود پرسیدند که چرا این کار را انجام دادید گفته بود که مقتول پولش را خیلی به رخ من می‌کشید. شاید فرهنگی که ۴۵ سال پیش در مناطق فرودست تهران حاکم بود الان در منطقه فرشته تهران می‌بینید. یعنی قتل، درگیری‌ها و نزاعهای خیابانی در تهران به خاطر فخرفروشی و مسائل غریزی و مادیات است.از اینرو، این سبک زندگی ایرانی که به شدت علاقمند است پول جمع کند و به خصوص در این هشت سال گذشته از هر وسیله‌ای استفاده کند تا به امکانات و مال برسد زندگی را بسیار دچار تنش می‌کند و اضطراب‌آور است. بعد افراد دنبال این هستند که آنچه را که به دست آورده‌اند حالا چگونه باید حفظ کنند.این نکات را نمی شد بیان کرد اگر وجه مقایسه‌ای وجود نداشت. یعنی اگر یک نفر صرفاً از دریچه فرهنگ داخلی ایران به این مسائل نگاه کند ممکن است آنها را روندهای طبیعی و عادی در جامعه ایرانی تلقی کند. اما در کشوری مثل ترکیه و مالزی دیده می شود که بخش مهمی از رسیدن به ثروت برای این است که افراد هدفی در زندگی دارند و می‌خواهند کالایی را خلق و خط تولیدی را راه‌اندازی کنند و می خواهند چه به صورت محلی و چه بین المللی رقابت کنند و به طور خلاصه می خواهند کار مفیدی انجام دهند. یعنی فضای جامعه برای تولید ثروت و پول و برای یک نوع خلاقیت و نوآوری و افزایش ثروت ملی است. در این بحث مثال آلمان را نمی‌زنم بلکه مثال ترکیه و مالزی را می‌زنم. الان خانواده‌هایی که در ترکیه صاحب ثروت شده‌اند بعضاً نزدیک یک قرن کار و تلاش و فعالیت کرده‌اند و با فکر و زحمت به این جایگاه رسیده‌اند و در سطح ملی و بین‌المللی رقابت کرده‌اند تا توانسته‌اند به این سطح از ثروت برسند. میانگین ایرانی فردی کوتاه مدت است سبک زندگی ایرانی تا زمانی که تلقی منطقی از پول و امکانات پیدا نکند اصلاح نمی‌شود. بخشی از این مسأله به این برمی‌گردد که ما می‌ترسیم و زندگی را کوتاه مدت می بینیم و عموماً در یک قرن و نیم گذشته در فضاهای بی ثباتی زندگی کرده‌ایم. لذا افراد به دنبال این هستند که نهایت بهره‌برداری را در زمانهای کوتاه انجام دهند و حرصی که برای سریع به دست آوردن پول دارند فروبنشانند. البته این مسایل ریشه‌های طبقاتی هم دارد. فردی را می‌شناسم که سال ۱۳۷۰ راننده تاکسی بوده و هم اکنون با رانت، زد و بند و اجحاف به حقوق دیگران به ثروت دهها میلیاردی رسیده است. او را تشویق کردم به حج برود و آسیا، آفریقا و اروپا را کشف کند. جواب داد که دو کارخانه باید راه‌اندازی کند شاید در هفتاد سالگی فرصت این کارها فراهم شود. کسی که قبلاً در فقر و محرومیت زندگی کرده الان از فرایند ناسالم پول درآوردن در این جامعه به وجد آمده و معنای دیگری برای زندگی قایل نیست. کتاب خواندن و به موزه رفتن برای او مسخره است. رشد قوای فکری و معنوی برای او وقت تلف کردن است. به صورت این شخص با این ثروت نگاه کنید فکر می‌کنید کارگر معدن است. این صورت را مقایسه کنید با مردم و کارآفرینان عادی جامعه ما که با زندگی معمولی، امیدوار و شاداب و سلامتی روانی دارند. بسیار جالب خواهد بود ما حتی در میان مجریان مملکت، ۵ نفر پیدا کنیم که خوش رنگ و خوش پوست باشند. صورت انسان، انعکاس آرامش، سلامتی روانی و روحی اوست. پول و سمت به طور باور نکردنی برای میانگین ایرانی قداست پیدا کرده و معما این است که این در جامعه‌ای است که می خواهد الهام‌بخش دیگر مسلمانان باشد! سهم خوشگذرانی و تفریح در زندگی ایرانی در مقایسه با اروپایی‌ها بالاست نقد سوم بر سبک زندگی ایرانی این است که در مقایسه با ملتهای دیگر سهم تفریح و خوشگذارانی و دور هم جمع شدنهای متعدد و طولانی بسیار بالاست. همه ملتها دنبال خوشگذرانی و تفریح هستند اما سهم خوشگذرانی و تفریح در زندگی ایرانی افراطی است. اخلاق، معنویت و حرفهای دلچسب به عنوان پوششی است بر آنچه ما در باطن انجام می دهیم. باید توجه داشت که سرنوشت هر ملتی با روحیه اکثریت آن ملت رقم می خورد.صحبت من این نیست که همه ایرانیان این ویژگی‌ها را دارند ولی اکثریت آنها چه در داخل و چه در خارج این خصایص را دارند. برای همین تاریخ، فرهنگ و زندگی ما به شدت سینوسی و نوسانی است. یکبار یک فرد ثروتمند هلندی را ملاقات کردم که عمده درآمد خود را صرف امور خیریه می‌کرد. وی در یک آپارتمان نسبتاً متوسطی زندگی می کرد و معتقد بود از این فرصتی که در اختیار دارد و از این امکاناتی که به دست آورده باید کار مفید اجتماعی انجام بدهد.سبک زندگی ما به شدت خودمحور است نقد چهارم اینکه سبک زندگی ما به شدت خودمحور است. ما بیشتر به دنبال حریم فردی خود هستیم و به آن حریم بیشتر توجه داریم. زیرا اگر کسی اجتماعی فکر کند بسیاری از کارها را انجام نمی‌دهد. اگر من اجتماعی فکر کنم هیچ وقت از اتومبیل آشغال به بیرون نمی اندازم؛ اگر من اجتماعی فکر کنم هیچ وقت اتومبیل خود را دوبله پارک نمی کنم؛ اگر من اجتماعی فکر کنم هیچ وقت زمینه‌های آزار و اذیت همسایگان خود را فراهم نمی‌کنم. در یک مجتمع آپارتمانی، یکی از دوستان می‌گفت همسایه‌ای معتقد بود حتی ساعت دو نصف شب صدای بلند موسیقی پخش کند به کسی مربوط نیست. هر کاری که دوست داشته باشد و خانواده‌اش علاقمند باشند با هر سر و صدا و مزاحمتی حریم آپارتمان ایشان است. این درصد قابل توجهی از توحش است که با زندگی انسانی و مدنی ناسازگار است. من حتی متغیرهای اخلاقی و دینی را در این قضاوت دخالت نمی‌دهم چون فرد اخلاقی و دینی بالاتر از فرد مدنی است. خاطرم هست در دهه ۱۳۵۰ در دوره نوجوانی، همسایه نمازخوانی داشتیم که با نوک پا در کوچه راه می‌رفت و معتقد بود ممکن است صدای کفش باعث ناراحتی همسایه‌ها شود. به گونه‌ای تربیت می شویم که نگاهمان اجتماعی نیست به طور کلی ما به گونه‌ای در خانواده، مدرسه و جامعه تربیت می شویم که نگاهمان نگاه اجتماعی نیست؛ نگاهمان نگاه عمومی نیست. به عنوان مثال در حال حاضر و در شهر تهران شهرداری همه جا تبلیغ کرده که ما از شهروندان خواهش می کنیم کمتر آشغال تولید کنند. چون ما ظاهراً در دنیا جزو شهروندانی هستیم که استعداد بالایی در تولید زباله دارند. اگر ما خارج از منافع شخصی فکر کنیم، جامعه و انسانهای دیگر هم برای ما اهمیت پیدا می‌کنند. عجیب بسیاری از افراد، خارج از خود و منافع خود به حقوق انسانهای دیگر بی‌تفاوت شده‌اند.ما ایرانی ها یک ظاهری داریم و یک باطنی. این در حالی است که فرد ژاپنی و آلمانی و ترکیه‌ای یک کاراکتر و شخصیت بیشتر ندارد. اما ما به عنوان یک ایرانی یک ظاهری داریم که خود را موجه معرفی می کنیم و حرفهای بسیار زیبایی می زنیم و از قضا بخش مهمی از حرفهای ما نیز اخلاقی و معنوی و در مذمت دنیا است اما سبک زندگی ما به شدت خودمحور و مادی است و به دنبال جمع‌آوری پول و حفاظت از حریمهای فردی خود هستیم.* هنوز کشور و جامعه به معنای علمی کلمه نداریم** بر این اساس است که معتقدم در این جغرافیایی که ما زندگی می کنیم هنوز دو مفهوم در میان ما شکل نگرفته است. یکی اینکه ما هنوز کشور نداریم و دیگر اینکه ما هنوز جامعه نداریم. ما عده‌ای هستیم که با سنن و خلقیات مشترک در جغرافیایی زندگی می‌کنیم. در علم جامعه شناسی، جامعه اینگونه تعریف می شود که عده‌ای در آن دارای اهداف مشترک و جهت‌گیری مشترک هستند. ما هنوز به آن مرحله نرسیده‌ایم. شاید یک دلیل این باشد که ما امپراتوری بوده ایم. بر این اساس معتقد هستم که ما هنوز کشور- ملت نشده‌ایم. البته ملت هستیم؛ ما ایرانی هستیم و با زبان فارسی صحبت می کنیم و دارای ادبیات غنی و تاریخ کهن و سرزمین گسترده هستیم. اینها همه شاخصهای یک ملت است. اما ما کشور- ملت نیستیم؛ چینی‌ها هستند، اما ما هنوز نیستیم؛ ژاپنی‌ها هستند و ما نیستیم. اگر ما کشور بودیم و جامعه داشتیم، حتماً کسی از بیت‌المال اختلاس نمی‌کرد و راضی نمی‌شد از طریق تلفن، رانت و ارتباطات به ثروت برسد چون تعهد و وفاداری به کشور داشت و از مردم خجالت می کشید. آیا یک آلمانی این کار را می کند؟ قبل از اینکه از قانون بترسد به احترام کشور و هموطنانش این کار را نمی‌کند. دوستان بسیاری در بخش خصوصی دارم که حاضر نشده‌اند پروژه‌های بزرگی را قبول کنند چون نخواسته‌اند رشوه و کمیسیون پرداخت کنند. اینگونه افراد برای خود احترام قایل‌اند و مانند عالی نسب‌ها، خسروشاهی‌ها، خیامی‌ها و ایروانی‌ها، برای کشور، جامعه و شخص خودشان احترام قایل‌اند. البته این گونه افراد از اصالت خانوادگی برخوردارند و تازه به دوران رسیده نیستند. وقتی کسی در فقر مطلق بزرگ شده و هم اکنون صاحب منصب شده، عموماً این گونه افراد دیگر کسی را بنده نیستند و از فرصت به دست آمده نهایت استفاده نامشروع را می‌کنند. کشور، جامعه، دین و اخلاق برای آنها در عمل تعطیل است و صرفاً تزئینات سخنرانی است.بنابراین وقتی ما می خواهیم سبک زندگی را نقد کنیم در مقایسه با یک سری الگوها و ملاکها باید این کار را انجام دهیم. پرسش این است که آیا مجموعه فعالیتهایی که ما ایرانی‌ها انجام می دهیم تبدیل به سرمایه اجتماعی، ثروت ملی و پرستیژ جهانی می شود یا نه؟ آن موقع می توانیم بگوییم سبک زندگی کارآمدی داریم و نتیجه داده است و توانسته این متغیرها را به صورت کمی و کیفی افزایش بدهد. هر کدام از ما می تواند بر اساس وجدان خود به اینها پاسخ بدهد.اگر به طور خلاصه بخواهیم بگوییم سبک زندگی ما دارای این ضعف جدی است که خیلی خودمحور بار می آئیم که برای تبیین این نکته مثالهای فراوانی نیز وجود دارد. یکی از دوستان من که مطالعات اجتماعی انجام می دهد به من گفت که آموزش مدنی در مرکز و جنوب شهر تهران به مراتب موفق‌تر از شمال شهر تهران است. این فرد مطرح می کرد که اگر در یکی از مراکز جنوب و مرکز شهر تهران جلسه‌ای برای بهبود فرهنگ آپارتمان نشینی در محله‌ای برگزار شود جمعیت زیادی برای شنیدن این بحث حضور خواهند داشت. در حالی که در شمال شهر تهران به خاطر اینکه افراد پول دارند احساس بی نیازی به فرهنگ مدنی می‌کنند. یعنی برای نمونه کسی که ماشین ۲۰۰ میلیون تومانی سوار می شود احساس می کند به آموزش نیازی ندارد چون پول دارد. البته اگر کسی با زحمت و تلاش خود، اتومبیل پانصد میلیون تومانی هم سوار شود هیچ اشکالی ندارد. چنین فردی، حتماً تربیت و مدنیت هم دارد.* رانت باعث به هم ریختگی طبقاتی و اجتماعی در جامعه شده است** بر خلاف کشورهای صنعتی و یا ملتهایی چون ترکیه و مالزی و یا حتی ملتهای منطقه حاشیه خلیج‌فارس که بسیار مدنی شده‌اند، ما در جامعه‌ای زندگی می کنیم که آنهایی که بر اساس رانت، ارتباطات و تلفن صاحب امکانات و پول شده‌اند از مدنیت بسیار پایین‌تری برخوردارند. اصطلاحاً در فرهنگ ما به این افراد “تازه به دوران رسیده‌ها” گفته می شود. این پدیده نشان از “به هم‌ریختگی طبقاتی” در جامعه ماست. در سالهای گذشته شاهد هستیم که یک دفعه در جامعه ما طبقه‌ای به وجود آمد که عمدتاً از طریق رانت صاحب ثروت شدند. البته این یک پشتوانه علمی هم دارد. هر فردی در هر سمت و جایگاهی که قرار دارد اگر یک دفعه حالت جهشی پیدا کند حتماً نوعی نارسایی رفتاری در او پدیدار می‌شود. برای نمونه آیا می توانیم تصور کنیم که یک طلبه ۱۵ ساله مرجع تقلید بشود! چرا در دانشگاه عنوان می شود که حداقل باید ۲۰ سال بگذرد تا فردی استاد تمام بشود می شد به همه در همان سال اول استاد تمامی اعطا کرد! اخذ این عناوین و درجات مرحله به مرحله است. آیا می شود پزشکی را که یک سال طبابت کرده با پزشکی که ۲۰ سال طبابت کرده یکی دانست؟! آیا می توانیم تصور کنیم که فردی که در سه سال گذشته با حقوق ماهیانه معادل یک میلیون تومان زندگی می کرده حالا گردش مالی او در یک سال برای نمونه ۶۰۰ میلیارد تومان است. از این تعداد در جامعه بسیار داریم. برای رسیدن به این درجات و مقامات باید زحمت کشید. البته من از معتقدان جدی به تولید ثروت فردی و ملی هستم اما با فکر، زحمت و رقابت. ما در گذشته از اینگونه افراد داشته‌ایم و هنوز هم اقلیتی با کار و زحمت، فعالیت خصوصی می‌کنند اما افراد فراوانی هم در دستگاههای اجرایی داریم که با ارتباطات، بیت‌المال را بلعیده‌اند و به واسطه رسانه‌های فلج و عملکرد ناچیز نهادهای نظارتی، موفق هم بوده‌اند. نقدینگی کشور در سال ۱۳۸۴، ۶۹۰۰۰ میلیارد تومان بود که هم اکنون به ۴۱۰۰۰۰ میلیارد تومان رسیده و در همین مدت، درآمد نفت کشور، ۶۵ درصد درآمد کل نفت از زمان مظفرالدین شاه (۱۰۸ سال پیش) تاکنون بوده است. آیا این امکانات کم نظیر به ارتقاء استاندارد زندگی میانگین ایرانی، عزت ملی، ساختار عمرانی و جایگاه ویژه در منطقه تبدیل شده است؟ به همین دلیل باید این اصل مقدس سیاسی و اقتصادی را که تجربه چند صد ساله بشری هست از طلا گرفت که حکمرانان یک کشور باید از طبقه متوسط باشند.بر این اساس یک به هم ریختگی اجتماعی و طبقاتی در جامعه به وجود آمده که پیامدهای آن به ویژه در کلان شهرها قابل مشاهده است. از بسیاری از افراد فرهنگی در دنیا شنیده‌ام که ایرانی‌ها از جهت ادب در میان ملتهای جهان زبانزد بوده‌اند. تهران متأسفانه در حال حاضر به یکی از شهرهایی تبدیل شده که ادب و تربیت در آن در حداقل ممکن خود قرار دارد. این موضوع به دلیل به هم ریختگی طبقات اجتماعی و فقدان آموزش مدنی در این شهر است. ممکن است بعضی مجریان به این نقد من، خرده بگیرند. به نظرم دلیلش این است که رابطه آنها با جامعه، حالت رسمی و مملو از تعارفات رایج ایرانی است. برای من که در شهر تهران رفت و آمد دارم و با جامعه سروکار دارم، بی‌ادبی به یک اصل در شهر تهران تبدیل شده است. * در کتاب شما با عنوان “اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار” به نوعی ریشه تفاوت در نظر و عمل، استبداد تاریخی عنوان شده است. در واقع این تفاوت نوعی فرهنگ چاپلوسی است. در آن کتاب عنوان شده که نزدیکان پادشاه برای نزدیک‌تر کردن خود به او چیزی را می‌گویند که پادشاه را خوش آید و در واقع مطالبی را بیان می کردند که بعضاً خود اعتقادی به آن نداشتند. چقدر معتقد هستید که ریشه این مسأله سیاسی است؟** این موضوع برمی‌گردد به شاخصهای زندگی ما ایرانیان. حرف شما درست است که به دلایل تاریخی و سیاسی ما در جایی آموزش نمی بینیم که مورد نقد قرار بگیریم. شما اگر ملایم‌ترین انتقاد را به میانگین ایرانی داشته باشید احتمالاً دوستی آن شخص را از دست می دهید. فکر کنم هر کسی این تجربه را در زندگی خود داشته است. عادت کرده‌ایم که همواره از ما تعریف بشود. حتی پدرها و مادرها نیز عموماً فرزندان خود را تأیید می‌کنند تا آنها را تربیت کنند.ما به سختی می توانیم به همدیگر تذکر بدهیم و یکدیگر را نقد بکنیم. هم روش این کار را بلد نیستیم و هم آمادگی روحی برای پذیرش نقد نداریم. الان هم در دانشگاه‌های ما و هم در رسانه‌ها می شود گفت که تقریباً نقد تعطیل است. گله و شکایت خیلی زیاد است اما نقد به معنای مطرح کردن نارسایی‌ها با دلیل و استدلال بسیار ضعیف است. ما برای این مسأله در جایی آموزش نمی بینیم. در کشورهای صنعتی هم پدر و مادرها فرزندانشان را نقد می کنند، هم رسانه‌ها مدیران جامعه خود را نقد می کنند و هم یک فرهنگ عمومی برای بهبود امور زندگی از تغذیه گرفته تا رفتار در سطح جامعه وجود دارد. ما اینها را نداریم و در جایی آموزش برای این کار نمی بینیم و به طور طبیعی کسی که در این جامعه بزرگ می شود ناخودآگاهش این است که من باید مورد تقدیر و ستایش قرار بگیرم و هیچ ایرادی ندارم. می توان این را اثبات کرد. برای نمونه بیائید الان به سطح شمال شهر تهران برویم و از افرادی که دوبله پارک کرده‌اند بپرسیم چرا شما دوبله پارک کرده‌اید. عموماً به شما خواهند گفت که اولاً به شما مربوط نیست و ثانیاً من کار دارم و برایم اصلاً مهم نیست که برای انجام کارم حقوق دیگران را نادیده بگیرم و حتی ممکن است که طرح سؤال به نزاع و درگیری هم بیانجامد که نمونه‌های آنرا در سطح شهر تهران شاهد هستیم. شما نمی توانید به کسی حتی نکته‌ای را بیان کنید حال نقد که واژه خیلی غلیظی است جای خود دارد. حتی ملایم‌ترین نکته در مورد نحوه فکر کردن و رفتار کردن شخصی را نمی توان مطرح کرد چرا که خیلی سریع به نزاع و درگیری و کشمکش میان افراد تبدیل می شود. این پدیده و معایب در یک مقطعی در این کشور باید اصلاح شود. به این مسائل و مباحث رسانه‌ها باید اهتمام داشته باشند و مدارس و خانواده‌ها باید در مورد آن کار کنند. مسئولین ایران باید قدری غیرسیاسی فکر کنند و به مسایل عادی هم توجه کنند. موضوع مدیریت که فقط امپریالیسم نیست. اصلاح وضعیت فساد مالی خود یک پروژه ملی است. برگرداندن ادب و تربیت به جامعه خود یک پروژه ملی است. اخیراً تلویزیون گزارشی در مورد قبرستانهای انگلیسی تهیه کرده بود یا قبلاً اعتصاب کارکنان متروی پاریس را دلیلی بر فروپاشی فرانسه، شکست امپریالیسم و اضمحلال اتحادیه اروپا تفسیر می‌کردند. اولویت ما این مسایل نیست. یکی از توانایی‌های یک فرد، یک بنگاه اقتصادی، یک نهاد و یک سیستم این است که اولویتهای خود را تشخیص دهد. اصلاح سبک زندگی ایرانی محتاج این است که ما اینقدر از خودمان تعریف نکنیم و برای اخذ امکانات و مطرح شدن، واقعیتهای جامعه را وارونه جلوه ندهیم.برخلاف بسیاری از تحصیل‌کرده‌های ایرانی که دولت را مقصر این مسایل و مشکلات می دانند معتقد هستم که جامعه سهم خیلی مهمتری دارد. جامعه، تشکلهای مردمی و اصناف و انجمنها در این مسایل خیلی مهمتر از دولت هستند. در هیچ کجای دنیا دولت به دنبال این نیست که بخشی از قدرت و اقتدار خود را به جامعه منتقل کند. همیشه جامعه بوده که با آگاهی و تشکل و مطرح کردن مسایل سعی می کند که عملکرد دولت را ارتقاء دهد. حداقل تاریخ سیصد ساله اخیر دنیا این موضوع را به ما نشان می دهد. بنابراین خود مردم هم خیلی مهم هستند. این پرسش مطرح است که آیا مردم ما آمادگی تغییر را دارند؟آیا آمادگی این را داریم که به جای آنکه یک شب برویم پیتزا بخوریم پول آنرا صرف خریدن کتاب کنیم؟ ما باید خودمان را اصلاح کنیم و نه اینکه تماماً نگاه ما این باشد که دولت باید اصلاح شود. نباید نگاه اینگونه باشد که ما مردم همه آداب و رفتار و کردار و خلقیاتمان بسیار عالی است و مشکل فقط در دولت است! * در بحث توسعه یافتگی، شما معتقد هستید که اصول توسعه را می توان از کشورهای دیگر اخذ کرد و برای توسعه یافتگی به کار برد. اما در خصوص الگوهای توسعه معتقد هستید که این الگوها الزاماً از یک جامعه به جامعه دیگر قابل کاربست نیستند. با وام گیری از این موضوع، چه شاخصها و اصولی از سبک زندگی کشورهای توسعه یافته را می توان در جهت رسیدن به توسعه و پیشرفت مورد توجه قرار داد؟** حضرت امیر(ع) می‌گویند شما را دعوت می‌کنم به ترس از خدا و نظم در امور. شاید نظم در امور را بتوان اینگونه تجزیه کرد: عقلانیت، علم‌گرایی، قانون‌گرایی، انسجام فکری نخبگان سیاسی، قوه مقننه قابل کارآمد و قوه قضائیه بی‌طرف. این اصول جهانشمول هستند و نتیجه تجربه بشری. هیچ جامعه‌ای نمی تواند بدون علم، نظم و عقلانیت و انسجام و قانون‌گرایی توسعه پیدا کند. اینها را باید همه رعایت کنند و مد نظر داشته باشند. اما کشورها در الگوسازی می توانند راههای مختلف را طی کنند. اصول توسعه چینی با اصول توسعه ژاپنی در قرن نوزدهم یکی است اما مدل و الگوی ژاپنی با مدل و الگوی چینی متفاوت است. در واقع راه و شیوه رسیدن این دو کشور به توسعه متفاوت از یکدیگر است.سبک زندگی ناشی از توسعه یافتگی، دارای اصولی است. اولین اصل مسأله قانون‌گرایی است. یعنی افراد باید بیاموزند که در چارچوب قانون عمل کنند. قانون نیز باید برای افراد به صورت عادت در آید. اگر یک شهروند در شهر تهران در ساعت ۳ صبح پشت چراغ قرمز قرار گیرد و ببیند پلیس نیست و از چراغ قرمز رد شود او بر اساس عادت این کار را انجام می دهد. اگر در شهر هامبورگ آلمان هم کسی پشت چراغ قرمز قرار می گیرد و چند دقیقه می ایستد تا چراغ سبز شود و حرکت می کند او نیز بر اساس عادت این کار را انجام می دهد. راننده آلمانی یک عادت مثبت دارد و راننده ما یک عادت منفی.مهمترین وجه توسعه یافتگی در سبک زندگی، رعایت قاعده و قانون در یک جامعه است. به دلایل بسیار پیچیده روانی و تاریخی و اجتماعی، میانگین ایرانی علاقمند به قاعده نیست. در عوض خیلی علاقمند است از هر روشی استفاده کند تا به منافعش برسد که عموماً هم منافع دنیوی هستند. این آسیب باید در یک مقطعی اصلاح شود. تا زمانی که این موضوع اصلاح نشود مشتقات مثبت سبک زندگی ناشی از توسعه یافتگی هم اصلاح نمی شود. بالاخره اگر می خواهیم استادی را در دانشگاه استخدام کنیم باید قواعد و قوانینی وجود داشته باشد. اگر می خواهیم در یک دوره انتقال سیاسی قدرت در کشور قرار گیریم باید قاعده وجود داشته باشد. اگر می خواهیم ماشین خود را در جایی پارک کنیم باید قاعده وجود داشته باشد.در حال حاضر سواحل دریای خزر را در نظر بگیرید. هر اتومبیلی می آید و پارک می کند و سرنشینان آن چندین ساعت از محیط و فضا و غیره استفاده می کنند و چند کیلو آشغال می گذارند و آنجا را ترک می کنند. ما کجا باید یاد بگیریم که این سواحل متعلق به همه ماست و من حق ندارم آن را کثیف و آلوده کنم. باید آموزش ببینیم که چگونه محیط زیست و محیط زندگی خود را تمیز نگه داریم.* رعایت قانون و قاعده‌مندی کانون سبک زندگی معطوف به توسعه‌یافتگی استدر سبک زندگی، قانون و قانون‌گرایی خیلی کلیدی است. وقتی انگلستان، آلمان، آمریکا، ژاپن و بعدها برزیل و دیگران را با خود مقایسه می کنیم در می یابیم که کانون توسعه‌یافتگی آنها قانون‌گرایی است. “داسیلوا” در طول ۸ سال ریاست جمهوری خود بسیار موفق عمل کرد و برزیل را از یک کشور در حال توسعه تقریباً به یک کشور توسعه یافته تبدیل کرد در حدی که تولید ناخالص داخلی برزیل امروز از انگلستان و روسیه بیشتر است و یک کشور محترم و معتبر بین المللی شده است. به قدری عملکرد این فرد مثبت و موفقیت‌آمیز بود که مردم برزیل به دفعات تظاهرات کردند که او برای دور سوم ریاست جمهوری در قدرت باقی بماند که البته این امر مشروط به تغییر قانون اساسی این کشور بود. آقای “داسیلوا” با شهامت و قاطعیت مطرح کرد که باید به قانون اساسی احترام بگذاریم و دو دوره ۴ ساله برای من کافی است و قطعاً افراد و گروه‌های دیگر در کشور هستند که می توانند قطار توسعه و پیشرفت را هدایت کنند.با اینکه لذت قدرت و سمت داشتن ظاهراً بالاترین لذتهاست ولی آقای “داسیلوا” به عنوان یک برزیلی معقول و قانونمند از قدرت کنار رفت. منظور این است که سبک زندگی ما چه شهری، چه مدنی، چه سیاسی، چه اجتماعی و چه در حوزه‌های آموزشی باید به سمت قاعده‌مندی پیش برود. از شما می پرسم که مقررات مربوط به ارز در طول چهار سال گذشته در بانک مرکزی چند بار تغییر کرده است؟ ظاهراً تغییرات صورت گرفته چند صدتایی می‌شود!چگونه کارخانه‌دار و بخش خصوصی می تواند قاعده‌مند عمل کند وقتی که قواعد اقتصادی هر نیم روز عوض می شود. ما در همه حوزه‌ها همین وضعیت را داریم. البته برخی نام این را پویایی می گذارند در حالی که این پویایی نیست و هرج و مرج است. ثباتی که در اندیشه و تفکرات آلمانی‌ها و ژاپنی‌ها وجود دارد بدون تردید آنها را در موقعیت برتر جهانی قرار داده است. بنابراین رعایت قانون و قاعده‌مندی را در کانون سبک زندگی معطوف به توسعه‌یافتگی می دانم.===============================دغدغه پیشرفت و توسعه یافتگی در آثار و آرای دکتر محمود سریع القلم برجسته است. اگر مخاطب آشنایی با سیر فکری این استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی تهران داشته باشد درمی‌یابد که دغدغه سریع القلم توسعه یافتگی و طرح اصول ثابت آن با مطالعات مقایسه‌ای است. کتابهای “عقلانیت و توسعه یافتگی ایران”، “فرهنگ سیاسی ایران” و “اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار” از جمله آثار وی در واقع این سیر را مورد بررسی قرار می‌دهند. در حال حاضر، کتاب “عقلانیت و توسعه یافتگی ایران” به چاپ نهم و کتاب “اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار” به چاپ پنجم رسیده است.سریع القلم معتقد است که توسعه یافتگی از دو بخش کلان تشکیل می شود: اصول ثابت و الگوهای مختلف به تناسب شرایط گوناگون کشورها. کشورهایی مثل آلمان، انگلیس و ژاپن و… از اصول ثابت توسعه یافتگی برخوردارند مانند دولت حداقل، صنعتی شدن، توجه فراگیر به علم وعقلانیت، بخش خصوصی فعال، نظام آموزشی کاربردی، نخبگان ابزاری منسجم، مردم پرکار و مسئولیت پذیر، دولت پاسخگو… ولی الگوهایی که طی سالها پرورش و تکامل یافته، متفاوت است.در بررسی این اصول، فرهنگ و سبک زندگی ایرانی مورد توجه این محقق بوده است. نقدهای وارده بر سبک زندگی و مطالعه و بررسی مقایسه‌ای این سبک با روش زندگی کشورهای توسعه یافته از جمله مطالعات دامنه‌دار این استاد دانشگاه بوده است. بر این اساس و نظر به اهمیت موضوع سبک زندگی معطوف به توسعه‌یافتگی گفتگویی با دکتر محمود سریع القلم انجام داده‌ایم که از نظر می‌گذرد.–

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 1 vote)
    • مدیر سایت می‌گه:

      ممنون جناب همشهری از ارسال این متن
      ما که فرصت مطالعه این متن را نداشیم و العهده علی الراوی

      VN:F [1.9.22_1171]
      Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
      VN:F [1.9.22_1171]
      Rating: 0 (from 0 votes)
  10. همشهری می‌گه:

    اقای مدیر رسیدم به تولد حضرت زهرا ، نمی خوای تصاویر عزای فاطمی رو عوض کنی ویک مطلب دیگه بذاری لااقل تصاویری از جشن حضرت زهرا رو بذار همش که عزا نیست ای بابا

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  11. همشهری می‌گه:

    برادر مدیر مگر مطلب من مسیحی نیستم درراستای توسعه فرهنگ دینی نمی باشدپس چرا سلیقه ای عمل میکنید مقاله که توهین به کسی یا چیزی نیست، درراستای توسعه فرهنگ دینی است اگر هم احساس می کنید که بعضی از مطالبش ناهمگون است شما که دست به سانسورتون خوبه خب اون قسمتهاشو سانسور کن وبقیه مطالبشو بذار برادر
    یا حق

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  12. نورالثقلین می‌گه:

    اقای ناشناس شما از کجا دانستید ایشان حاج اقا حسینی هستند.دوما ایشان هرکه هست گفته بنده اجازه نامه دارم نه اقای عرفانی.خب بنده خدا حق داره این جمله روان نوشتم را بنویسد شما که حتی این یک جمله را هم متوجه نشدید وایضا بدانید اقای حسینی خیلی سال هست حوزه میروند وخیلی از علما در همین حدود سن اجازات را گرفته اند.عجیب انکه اگر کسی خیلی کمتر از این حرفها را به اقای منهاجی زده بود حسن زارع سکته کرده بود حالا که این اهانت های بی سر وته به اقا سید شده انگار مرده البته اقاسید جزء فرقه منهاجیه ومربع عشق نیست

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
    • مدیر سایت می‌گه:

      برای حقیر حجت الاسلام سید مهدی حسینی به سبب حق استادی که بر گردن من دارند و حقوق دیگر شأن و منزلت والایی دارد اما اگر بنا باشد دیگران انتقاد کنند ، منش تارنما منعی بر این موضوع ندارد اما آنها برای آقای ذوالفقاری نوشته بودند که وی متخصص اسب است و تزریقاتی و البته اینها کلماتی بود که خیلی بد نبود در حالی که کلماتی دیگر هم نوشته بودند که اخلاق حکم می کرد آنها را سانسور کنم
      اما در این مورد دو پرسش مطرح شده، بهتر است پرسش ها را پاسخ دهیم به جای تخریب و مرده نامیدن دیگران
      و بدانید برای عاشق آباد دات کام همه اهالی عاشق آباد یکسان اند

      VN:F [1.9.22_1171]
      Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
      VN:F [1.9.22_1171]
      Rating: -1 (from 1 vote)
  13. همشهری می‌گه:

    سلام اقای مدیر سایت چرا مطلبی را که با این موضوع تحت عنوان چرا مسیحی نیستم از ابراهیم نبوی را نمایش ندادید بخاطر اسم نویسنده مطلب یا بخاطر این که فکر کردید یک وقت بهانه به دست متعصبین مذهبی داده میشود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کدام یک
    یا حق

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  14. تقرل می‌گه:

    باباشمام گیر دادیدا..خداوکیلی شما که دم از دسته عزاداری میزنید برید آماده بشید برامحرم که دسته های محرم کمرنگ نشه دسته های فاطمیه پیش کش/با این اوضایی که برامردم درست کردند مردم به دین و خدا و امام حسینم دیگه اعتقاد ندارند/چرا؟چون از بس به این مردم ساده دروغ میگند/روز قیامت باید جواب بدند اون خونی که امام حسین ریخت برا اسلام ودارند بابی تدبیری و خیانت به شهدامون جوانامون. مردم و ملت پایمال میکنند//شماها دارید خودتونو میبینید که یه مسجد میریدو یه حوزه ویه هیئت/بابابیشتر مردم فکر نون شبشونندشمام هی به جون هم بیوفتید سر یه چیزایی که ارزش کلکل نداره/بابااگه کسی بخاد بره دنبال دسته میره دیگه اینکه علمای محلومساجدو مردم زیر سوال بردن که نداره/ برید دنبال نون باشید که خربزه آبه
    @@@@@@@@@@@@@

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  15. ناشناس می‌گه:

    سلام!!!
    ———————
    بنده کاری به سخنان جناب لطفی ،زارع ،عرفانی منش و… ندارم من فقط درگیر این دوجمله ی شماهستم:”اینها را خیلی روان نوشتم ولی بدانید اجازه نامه هایی که از اقای عرفانی طلب کردید بعضی از انها نزد بنده وبفضل الله موجود است “. نخست بفرمایید جمله ی ” اینهارا خیلی روان نوشتم “چه ربطی به جمله بعد از خود داردکه بینشان حرف ربط “ولی” آورده اید؟؟!!دوم، مفهوم واژه ی “روان “را توهین به شعورخوانندگان می بینم چون خودتان را بسی بالاتر ازجناب لطفی و دیگران دانسته اید؛ یعنی اگرکمی سخت تر می نوشتیدکلا همه ، هنگ کرده و جنابتان مجبور به تفسیر می شدید والبته باید وقت ——به هدر می دادیدتادوباره سخنان خویش راتفسیرکنید!!!نیز فرموده ایدکه”اجازه نامه ها… نزد بنده … است “که میشودگفت یا شما به ایشان اجازه داده اید(که شرح بالارا تاییدفرموده اید)یااگراز دیگرآیات عظام گرفته اید پس نزد شماچه می کند؟ آیا ایشان هنوز به سن تکلیف نرسیده اند تا خودش اجازه اش را بگیرد و یا به دستش بدهید؟؟! بزرگوار ، از عالمی چون شما بعید است که بی تأمل هرچه به ذهنتان می رسد برزبان وقلمتان روان کنید !! شنیده ام که شما بسیار بر بی ادعایی خود تأکید می کنید اما یادتان باشد ” بی ادعایی هم ، کم ادعایی نیست ” ————-

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  16. همشهری می‌گه:

    سخنی با مدیر محترم سایت
    جناب اقای مدیر در مورد طرفهای مشورتی خود تجدید نظر کن چون بعضی از این اقایون مانند گاو ۹ من شیرده می باشد که خوب دفاع میکند مطلب را خوب بیان می نماید اما سر اخر سطل شیر را وارونه می کند می دونی چرا؟
    چون هدفش کمک به شما نیست بلکه مورد توجه قرار دادن خودش می باشد حالا از ما گفتن بود یاحق

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  17. ؟ می‌گه:

    شما برای دفاع از اقای منهاجی ودر واقع دفاع از اقای خلیلی حاضرید همه حوزه را هم زیر سوال ببرید وبا نمایش پیام موهن به حوزه علمیه از طرف فرد ناشناس که البته یقینا ناشناس است!!!!!!این را ثابت کردید و شما ها حاضرید همه را فدائی خودتون بکنید ولی اگر کوچکترین حرفی هرچند حق به منهاجی یا خلیلی ودر کل فرقه منهاجیه بربخورد حذف میکنیدشاید فقط وفقط به خاطر اینکه شیخ صادق تو منبرهاش از شما تعریف میکنه.حسن زارع لطفا پات را از گلیم کوتاهت دراز تر نکن والا خود منهاجی هم شب جمعه از تو اعلام برائت خواهد کرد

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
    • مدیر سایت می‌گه:

      گلیم همه ما قطعا بسیار کوچکتر از گلیم مردی است که وقتی در محراب شهیدش کردند، همه گفتند مگر نماز هم می خواند؟؟؟
      تهدید ، تحقیر ، ترعیب و تکذیب روش کسانی است که در حوزه اندیشه کم می آورند و حتی حاضرند طرف مقابل را از پا درآورند، همواره تاریخ اینگونه بوده است ، اگر چه اهداف بسیار بالاتری در سر دارم اما حاضرم در مسیر بیان آنچه که حق می دانم حتی از جانم بگذرم، اعلام برائت که سهل است ، تازه مجبور می شوی همچون مسلمانان صدر اسلام به حبشه مهاجرت کنی و نیک می دانید که هر کسی از این محل مهاجرت کرد پیشرفت کرد و هر کس ماند و برای مردم تلاش کرد از بعضی از همین مردم ضربه دید.
      یا صاحب الزمان ادرکنی

      VN:F [1.9.22_1171]
      Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
      VN:F [1.9.22_1171]
      Rating: 0 (from 0 votes)
    • دوست می‌گه:

      کاش مودبانه باهم برخورد میکردیم ،کاش به دنیای کوچک ذهنمان باور نداشتیم تابی جهت عزیزی که برای اثبات شدنمان در فضای مجازی زحمت می کشدراخرابش نکنیم ،کاش دست یاری به سویش درازمیکردم وهمسویش میرفتیم تاهمه مشکلات حل شود نه اینکه برخلافش قدم میزدیم تافاصله ها موجب نابودی پیشرفت مان شود کاش کوچک فکرنمیکردیم ….کاش باانصاف زندگی میکردیم و….

      VA:F [1.9.22_1171]
      Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
      VA:F [1.9.22_1171]
      Rating: -1 (from 1 vote)
  18. ناشناس می‌گه:

    از اقای عرفانی منش بیشتر از این انتظار میرفت .اما نشان داد محصول حوزه با منش بزرگانی چون حاج سیدابوالحسن و واقعیات جامعه خیلی فاصله دارد.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  19. همشهری می‌گه:

    با تشکر از نظرات محترم مدیر سایت در اینجا برخود لازم میدانم یک نکته را به عرض برسانم وا ن این است که فرق بین انسانی که درخواب غفلت است با کسی که خودش رابه خواب زده واین مصداق تعدادی از برادران ….. میباشد

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  20. نگاه می‌گه:

    باسلام
    بنابه دلایلی مدتی ازکسب فیض از تارنمایتان محروم بودم اکنون خدمت رسیدم تا عرض سلام وادبی کرده باشم وهم گشت وگذاری دراین دنیای مجازی …

    …اماهرچه بیشترگشتم کمتر سخن تازه ای یافتم.اگر خودنیز بررسی و آسیب شناسی بفرمایید می بینیدکه سال گذشته مطالب و یادداشت هایی که ارایه می شدبه مراتب زرفتر و کارشناسانه تر بود!!!
    اما چرا این ترنمای خبری به این حال و روز افتاده است، پرسشی است که نیاز به واکاوی همه جانبه داردکه نه بنده توان وتخصص آن را دارم نه مجال آن در این مقال هست!!
    با این حال به طورکلی می توان به مواردی اشاره کرد:
    نخست این که مشغله ی کاری جناب زارع خواه وناخواه برکیفیت کارتاثیر دارد!
    دوم این که عدم تمرکز ایشان موجب شده است که نتوانند در جذب همکاری اهل قلم و نخبگان و منتقدان و…آن گونه که باید توفیق یابند.
    سوم محتوای مطالبی است که ارایه می گردد البته قصد توهین به هیچ فرقه وگروهی را ندارم اما این سایت جای عرضه ی معدود واژگان ومفاهیمی است که پیرامون چندنفر می چرخدو دیگران در آن سهمی ندارنداکر جناب زارع پوسته رامی شکستند و دیگرمردم رانیز می دیدند و می آوردند ـ همان گونه که سال گشته تاحدودی چنین بود ـ می شد به پیشرفت و رشد دوباره ی تارنما امیدوارشد!!
    به عنوان نمونه سال گذشته درروزهای نوروز چقدر مطالب متنوع و گوناگون ارایه گردید و البته نقدها و…بسیاری را درپی داشت که هم به جذب مخاطب و هم به اظهارنظرات گوناگون انجامید اما…
    و البته مواردبسیاری که دراین اندک نمی گنجد
    امیدوارم جناب زارع به چشم دوستی به این سخان بنگرند و…
    باتشکر .

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
    • مدیر سایت می‌گه:

      با سلام
      بسیار صحیح می فرمایید و من نیز همه را می پذیرم و البته دست به دامان شما هستم که شمایی که خود اهل قلم هستید هر از گاهی بنویسید برایمان
      با تشکر

      VN:F [1.9.22_1171]
      Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
      VN:F [1.9.22_1171]
      Rating: 0 (from 0 votes)
  21. روزامد می‌گه:

    باسلام
    شما مسوول محترم سایت که فرصت دارید هر روز سایت را بروز کنید و صحبتهای چالشی بین یک جمع محدود را دامن بزنید خدایی فضای انرا عوض کنید هر روز تا صفحه باز میشه عکس عزاداری مشاهده میشه و حال من یکی که بهم میخوره اخه چقدر عزاداری واقعا شما مطلب ندارید

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 2 votes)
  22. ناشناس می‌گه:

    سلام.پس نتایج مسابقه کتابخوانی چی شد

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  23. حمزه می‌گه:

    عکس هایی از گروه موزیک مسجد بزرگ هم بگذارید.با تشکر

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  24. همشهری می‌گه:

    بنده دراینجا برخود لازم میدانم که از جوانانی که طبق سنت هرساله امسال نیز خمیه حضرت زهرا را برپا کردند یک خسته نباشید عرض کنم و اجری همگیتان با حضرت زهرا انشائا… تصاویری از هیئت ومصاحبه ای با دست اندرکاران این روضه انجام شده باشد ودر این سایت به نمایش گذاشته شود

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  25. همشهری می‌گه:

    جناب اقای مدیر سایت بهتره بیشتر ازاین که نام عاشق اباد رو یک عده ادم متعصب —— که بانظرات و افکار —— شون هر عملی راکه انجام میدهی یا هر مطلبی یا عکسی را میگذاری بلافاصله علم مخالفت دست گرفته ودر جهت تخریب برمی ایند و این سایت رو به ——- میکشند برادر من پس بهتراست فاتحه این سایت رو بخونی وعطایش را به لقایش ببخشی وبگذاری این برادران متعصب در دنیای خودشون سیر وسیاحت کنند وخوش باشند همانطور که قبلا نیز گفتم متاسفانه ما هنوز در گیر افکار———–خود هستیم ویکی از بزرگترین مشکلات محل نیز همین است حالاشما براردران متعصب بگردیدوغلط املایی را پیدا کنید بجای این بفهمید که من چه می گویم یاحق

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
    • مدیر سایت می‌گه:

      داستان امیر کبیر و اولین واکسیناسیون کشور را بخوانید، آنجایی که امیر کبیر در مرگ دو طفلی که به خاطر جهالت پدراشنان و در اثر واکسینه نکردن می میرند زار زار می گرید گویی فرزند جوان خود را از دست داده و بعد در جواب می گوید مسئول جان مردم ما هستیم ، به امیر می گویند که جان اینها را جهالت و بی فرهنگی مردم گرفته و امیر پاسخ می دهد مسئول فرهنگ مردم هم ما هستیم
      وظیفه مراکز فرهنگی، قلم به دستان و این سایت این است که در جهت ارتقای فرهنگی کمک کنند هر چند همه مطالب آنهایی که همیشه علم مخالفت دارند نیز نادرست نیست، آن دوستان هم دغدغه دین و فرهنگ را دارند تنها در برخی روش ها و سلیقه های اجرایی اختلاف داریم

      VN:F [1.9.22_1171]
      Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
      VN:F [1.9.22_1171]
      Rating: 0 (from 0 votes)
  26. وحدتی می‌گه:

    عکسات خیلی قشنگ بود

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 2 votes)
  27. سعید می‌گه:

    عکسای خیلی بیخودی بود

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 2 votes)
  28. رازآشکار می‌گه:

    آقای همشهری عزیز.جناب شریعتی چه شدن وچه بودن را به فرزندخودش تحمیل نکرد.نظرات افراد ازروی تعصب وبی سوادی نیست. به قول عطار:میفکن درسخن کس را به خواری خودافکن باش گراستادکاری

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  29. سبد می‌گه:

    اقای باسواد ( همشهری) لااقل یک کلمه معروف مثل ظلم را ننویس ضلم بعدا بیا بگو با سواد بشید

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  30. همشهری می‌گه:

    در ادامه تایید حرفهای هی روزگار وروزامد باید گفته شود که متاسفانه از نظر اطلاعات عمومی و کسب دانش روز در حد پایینی هستیم ومتاسفانه سردمدار اکثر دیدگاههای متعصبانه وتند در هر موضوعی نشان از کم اطلاعاتی افراد کم سواد دارد مرحوم دکتر شریعتی به فرزندنش چنین وصیت می کند که اگر میخواهی تحت سیطره ضلم وستم قرار نگیری کسب علم کن و فقط بخوان وبخوان وبخوان و به فرموده شاعری بزرگ: تا بدانجا رسد دانش من که بدانم همی که نادانم
    یا حق

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
    • دوست می‌گه:

      سلام
      دوست همشهری شماهم که خودتون درکسب دانش پایین هستید؛ظلم رو بایداینگونه بنویسید

      VA:F [1.9.22_1171]
      Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
      VA:F [1.9.22_1171]
      Rating: -1 (from 1 vote)
    • رازآشکار می‌گه:

      آقای همشهری.جناب شریعتی دروصیت خودش چه شدن و چه بودن را به فرزندش تحمیل نکرد.فکرنکن که تعصب نشان دهنده بی سوادبودن افراده. به قول عطار:میفکن درسخن کس را به خواری خودافکن باش گر استادکاری.

      VA:F [1.9.22_1171]
      Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
      VA:F [1.9.22_1171]
      Rating: -1 (from 1 vote)
  31. مصباح می‌گه:

    چی چی میگوی حسن زارع امام حسین.ابوالفضل.علی اکبر را با کی مقایسه میکنی؟اهل بیت را اوردی پای مردم عادی؟امام حسین وظیفه اش حکم میکرد بره جنگ دیگه هم کسی نبود برا یاری کردنش به غیر از ۷۲ تن.امام حسین هم دنبال لشکر بود کسی یاریش نکرد.مگه نگفت کیست حسین را یاری کند و کسی جواب نداد؟از یک مدیر سایت و مدیریت فرهنگسرا و یک انسان تحصیل کرده این حرفهای بی معنی بعیده؟اگه اینطوری بود اقای وحید و تبریزی که انسانهای بزرگی هم هستند چند نفری دسته راه می انداختند کافی بود؟

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
    • مدیر سایت می‌گه:

      خواهشا با دقت بخوانید، نگفتم تبلیغ نکنیم که تبلیغ دین وظیفه همه است، تنها گفتم تهمت نزنیم که اگر برنامه تبلیغ فلان نماینده بود خوب در مساجد می گفتید و یا فقط بلدید حدیث بگویید و …
      وقتی یکی از یاران امام علی (ع) به آن بزرگوار گفتند که من را یارای جنگیدن در مقابل خودی ها (لشکر معاویه) نیست و مرا به مرزها بفرستید امام نفرمودند شما حقوق امام زمان را حرام می کنید، یارانه و بیت المال را حرام می کنی، چرا بصیرت نداری، مرگ بخوری و تمام الفاظی که دوستانتان در سایت و در مسجد قدس ظهر روز شهادت به کار بردند را نگفتند…
      تنها گفتم که برخی می آیند و برخی نمی آیند هر کسی نظر خودش
      گفتم اگر این طور بود آیت الله وحید و یارانش هم باید بقیه علمایی که دسته راه نمی اندازند را متهم کند به اینکه من و یارانم هستیم و چرا شما نیستید پس شما فلان هستید و ….

      VN:F [1.9.22_1171]
      Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
      VN:F [1.9.22_1171]
      Rating: -1 (from 1 vote)
  32. نور می‌گه:

    اولا اقای وحید وتبریزی رو رسالهشون نوشتند ایت الله العظمی نه العبد ثانیا اگه همون ۷۲ نفر هزاران نفر بودند بهترنبود؟ واگر بودند امام هم کشته نمیشد ثالثا با این حرفت اهانت به اهل دسته کردی رابعا دسته امسال باشکوه تر بودخامساتبلیغ خلاف اخلاص نیست سابعا پس چرا شما اسم مدیر سایت وکانون ومثلث عقش و..را اوردی پس اینها هم خلاف اخلاص هست سادسا اقا سید کی تا حالا خودش را مطرح کرد ثامنا سیاه بازی بس اقای سانسور

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  33. هی روزگار.... می‌گه:

    واقعا تو سایت باید یه بخشی اختصاص داده بشه به روشنفکران مذهبی محل.
    بابا خسته شدیم از تعصب و تحجر و به قول خودمونی کله داغی های ————.
    هی روزگار…

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 2 votes)
    • راز آشکار می‌گه:

      سلام به آقایان روشنفکر محل.بهتره یه سری به خودتون بزنیدبعد بگیدکه مابقی در محیط های بسته بزرگ شده اند.

      VA:F [1.9.22_1171]
      Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
      VA:F [1.9.22_1171]
      Rating: -1 (from 1 vote)
    • راز آشکار می‌گه:

      انتقادها از روی تعصب نیست.حق را بایدگفت اصلا روی حرف حق باید تعصب داشته باشیم.

      VA:F [1.9.22_1171]
      Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
      VA:F [1.9.22_1171]
      Rating: -1 (from 1 vote)
  34. روزامد می‌گه:

    باسلام
    بااین ادمهای متعصب اینده بدی برای محل متصور است علت ان هم این است که این افراددر محیط های بسته بزرگ شده اند. پیشنهاد میکنم مدیر سایت بابی را برای روشنفکران محل باز کنند زیرا انها هیچ نقشی در این تارنما ندارند

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  35. راز آشکار می‌گه:

    آقای زارع انتقاد دوستانی مثل شکیب و ب بیجا نیست.فضای سایت شما یکطرفه است.این سایت شده ابزاری برای تبلیغات فرقه منهاجیه ومثلث عشق وبه قول بعضیا هم پنج ضلعی.لااقل هرزگاهی برای رد گم کردن یه گریزی هم به کارهای خوب آقاسید بزن

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -2 (from 2 votes)
  36. هی داد بیداد می‌گه:

    به امید روزی بدور از تعصب و تحجر…

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  37. ب می‌گه:

    اقای مثلث عشق علاوه بر خونه اقای خلیلی منزل اسید مهدی هم روضه بود بهتر بود درکنار عکسهای دسته عزاداری روضه خونه موسس دسته را هم میزدی البته میدانم که سیدجزء مثلث عشق وفرقه منهاجیه نیست .پارسال هم همین نامردی را کردی

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -5 (from 5 votes)
    • مدیر سایت می‌گه:

      اتفاقا جناب آقای خلیلی راضی نبودند که عکس های روضه منزلشان را کار کنیم، اما سیاست عاشق آباد دات کام از همان اول این بوده که سفارش بردار نبوده، نیست و نخواهد بود.
      آقای ب ، شکیب و … نفس عمل راه اندازی دسته عزاداری مهم است نه موسس و راه انداز و …
      یقینا حجت الاسلام حسینی هم با این ادبیات تند شما مخالف است و به دنبال خود نمایی از موسس دسته و روضه و … نیست و با این کلمات شما مخالف است …

      VN:F [1.9.22_1171]
      Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
      VN:F [1.9.22_1171]
      Rating: +4 (from 6 votes)
      • شکیب می‌گه:

        اقای زارع اگه بیجا انتقاد کردیم حق داری از خودت دفاع کنی.این سدمهدی چند ماهه که داره تبلیغ این دسته را میکنه نه برای اینکه دسته به نام اون ثبت بشه بلکه برای اینکه عزاداری برای اهل بیت سبک نشه.بقیه روحانیون هم میتونستند حداقل یه دسته۲۰نفری راه بندازند که دسته عزاداری بیش از پیش با عظمت برگزار بشه.البته هر ساله بسیج یه پرچم بزرگتر میاره جلوی دسته نه برای خود نمایی و منم بلکه برای اهل بیت تبلیغ میکنند بنده خداها…چون این اقای..ب..حرف درستی زده مثل اینکه دنبال تفرقه است…جل الخالق

        VA:F [1.9.22_1171]
        Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
        VA:F [1.9.22_1171]
        Rating: -2 (from 4 votes)
        • مدیر سایت می‌گه:

          ۱- اهالی محترم عاشق آباد باید قضاوت کنند که چه کسی بیجا و با جا انتقاد می کند و پاسخ می دهد
          ۲- چند ماه یعنی چقدر؟ یعنی از محرم به دنبال تبلیغ این دسته بودند؟
          ۳- اگر دنبال شکوه هر چه بیشتر هستیم بهتر است که همه مساجد و هیئات اصفهان در یک مکانی همچون روز تاسوعا جمع شوند…
          ۴- عزای اهل بیت با تعداد کم سبک نمی شود کما اینکه با تعداد زیاد هم شکوهمند نمی شود، این برنامه ها اگر چه خوب است اما لازم نیست که برای شلوغ کردن آن تبلیغات کاندیداها و حدیث گفتن روحانیت و حقوق امام زمان خوردن آنها را زیر سوال ببریم و حتی نگران جوابگویی آنها به حضرت زهرا در روز قیامت باشیم ، نیک می دانید که برخی از روحانیون این دعب را ندارند، اگر با دعب مشکل دارید به نقد صحیح آن بپردازید وگر نه اگر عملکرد برگرفته از آن دعب ایرادی نداشته باشد نمی توان انتقاد کرد که در این مورد هم ایراد اجتماعی ندارد و شاید برخی از علما اساسا اعتقادی نداشته باشند که در اینگونه مراسم ها شرکت کنند همانگونه که در قم نیز همه مراجع شرکت نمی کنند پس بیاییم بگوییم آن مراجع روز قیامت جواب حضرت زهرا (س) را چگونه می خواهند بدهند؟
          نه برادر، هر کسی باید پایخگوی عملکرد خودش باشد، اگر لازم شد پرچم حضرت زهرا (س) را یک نفره بلند کنیم، بلند بکنیم اما اینگونه عملکرد بقیه علما و مردم را زیر سوال نبریم و مردم را نسبت به بقیه علما بدبین نکنیم
          البته باور داریم که این جملات و سخنان وحی منزل نیست و هیچ کدام نیز پیغمبر نیستند و باید همه با هم کمک کنیم با تمسک به اهل بیت و رجوع به اهل حدیث و مراجع و علما و ولی فقیه به حقیقت نزدیک تر شویم که البته همانا باشکوه تر برگزار کردن اینگونه مراسمات که جزء شعایر دین ماست می باشد. و ان شاء الله که در مقابل حضرت زهرا(س) از رفتارمان و گفتارمان شرمنده نشویم
          این هم لینک فیلم حضور مراجع در عزای حضرت زهرا(س)
          http://www.aparat.com/v/TUMxB

          VN:F [1.9.22_1171]
          Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
          VN:F [1.9.22_1171]
          Rating: +2 (from 2 votes)
          • شکیب می‌گه:

            این عقیده شماست اقای زارع.به نظر شما اگر ۱۰نفر ادم دنبال هم راه می افتادند دسته راه می انداختند وسط ابادی یک چیز سبکی نبود در شان حضرت زهراست که با عظمت برای ایشان عزاداری شود کما این که ایت الله وحید خراسانی چند سال است که در قم عزاداری چند هزار نفری راه می اندازد.رهبر معظم هم که هنوز با گذشتن روز شهادت همچنان در حسینیه امام خمینی روضه برپا میکنند و چند سالی است میفرمایند فاطمیه باید عاشورایی برگزار شود.اینکه بنده انتقاد کردم به بقیه روحانیون به این دلیل بود که ما هم میتوانیم در این محل چند ده هزار نفری حداقل۱۰۰۰نفر را جمع کنیم وبرای حضرت زهرا عزاداری کنیم مثل اینکه به شما برخورده من با شما کاری ندارم منظورم با روحانیون محل بود.دوم هم اینکه به خدا قسم شاید فقط ۱۰ بار خودم از زبان این سد مهدی تو مسجد قدس مسجد ابوالفضل شنیدم که مردم را تشویق میکرد برای امدن توی دسته

            VA:F [1.9.22_1171]
            Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
            VA:F [1.9.22_1171]
            Rating: -3 (from 3 votes)
          • مدیر سایت می‌گه:

            لشکر امام حسین علیه السلام در کربلا ۷۲ سرباز داشت، اما سراسر شکوه بود و عظمت
            یک طرف آن عباس، یک طرف حبیب، یک طرف علی اکبر، یک طرف سجاد، یک طرف زینب ، یک طرف رباب و ….
            گویی هر کدام یک جهان بودند و ده هزار نفر
            ای کاش دسته عاشق آباد هم تنها همان ۱۰ نفری که گفتی می بود، اما ۱۰ انسان بزرگ، ۱۰ فرمانده، ۱۰ مرد، ۱۰ یار با وفا و …
            ای کاش!!!
            آن وقت مردم به عشق تو هر سال مراسم می گرفتند همچون عاشورا و در مراسمی که تو شرکت می کردی بدون تبلیغ شرکت می کردند، همچون مراسم قم که مردم از سرتاسر کشور می روند تا در رکاب مرحوم آقای تبریزی و آقای وحید و سایر آقایانی باشند که حتی درگیر نامشان هم نبودند و روی صفحه اول رساله شان تنها می نوشتند العبد!!!

            VN:F [1.9.22_1171]
            Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
            VN:F [1.9.22_1171]
            Rating: +1 (from 3 votes)
    • دوست می‌گه:

      سلام
      دوست عزیز(ب)،نامردی آدمها به گذاشتن عکس نیست،نامردی وقتی هست که بدون اطلاع حرفی بزنی،قضاوتی کنی،تصمیم ناعادلانه بگیری ونهایتا توهینی کنی،نامردی وقتی هست که یادمان برود انسانیم ،ودرچارچوب خارج آن رفتارکنیم؛

      VA:F [1.9.22_1171]
      Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
      VA:F [1.9.22_1171]
      Rating: +1 (from 1 vote)
      • کوشک می‌گه:

        اقای دوست شما هم که داری بدون اطلاع حرف میزنی.این اقای زارع که خودش رفته روضه منزل اقای خلیلی حتما میتونست یه نفر هم بفرسته توی اون روضه عکس بگیره.نمیتونست؟

        VA:F [1.9.22_1171]
        Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
        VA:F [1.9.22_1171]
        Rating: -1 (from 1 vote)
  38. ب می‌گه:

    احسنت بر همت اقاسید مهدی، اون روحانیون محترم که برای راحت بودن هی اهل بیت اهل بیت میکنند کجا بودند چرا یه مسجد مثل امام حسن نباید یه دسته لااقل بیست نفری را راه اندازی کنه.این دسته با شکوه ثمره زحمتهای یک دوماهه سید بود

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -4 (from 4 votes)
  39. ب می‌گه:

    دولت بر همت اقاسید مهدی، اون روحانیون محترم که برای راحت بودن هی اهل بیت اهل بیت میکنند کجا بودند چرا یه مسجد مثل امام حسن نباید یه دسته لااقل بیست نفری را راه اندازی کنه.این دسته با شکوه ثمره زحمتهای یک دوماهه سید بود

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -4 (from 4 votes)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>